شه‌رفخانی به‌دلیسی

 

هه‌روه‌ك ئاشكرایه كه شه‌ره‌فنامه‌ به‌ گه‌وره‌ترین شاكاری مێژووی گه‌لی كوردستان داده‌نرێ، به‌سه‌ره‌تاو ده‌سپێكی مێژووی نوێی گه‌لی كورد داده‌نرێت.
شه‌رفخانی به‌دلیسی خۆی له خۆیدا وه‌رچه‌رخانێكی گرنگی مێژووی ڕامیاری و ئابووری و كۆمه‌ڵایه‌تی و كلتووری گه‌لی كوردستانه‌، شه‌رفخانه‌ی به‌دلیسی كه گه‌وره‌ترین ڕووناكبیرو نووسه‌ری سه‌رده‌می خۆیه‌تی به‌نووسینی شه‌ره‌فنامه‌ نه‌ك هه‌ر زانیاری زۆرو زه‌به‌ندی له‌مه‌ڕ جوگرافیاو ژیانی ڕامیاری و ده‌سه‌ڵاتی كوردو زمان و ڕووه هه‌مه‌جۆره‌كانی كۆمه‌ڵگای كوردی بۆ تۆماركردوین.

 

كتێبخانه ی كوردي ئه وين


شه‌رفخان كوڕی شه‌مسه‌دین به‌دلیس له ساڵی 1543.02.25 له گوندی "گه‌رمه‌ڕووی" سه‌ر به‌شاری "قوم" له ئێرانی ‌عه‌جه‌م له دایكبووه. له‌دیوه‌خانی "شاته‌همان سپی یه‌كه‌م" له‌ساڵی (1543 تا 1576) له‌گه‌ڵ كوڕه‌كانی ئه‌ودا ژیاوه. له ئێران شا ئیسماعیلی سه‌فه‌وی ساڵی 1576 پایه‌و نازناوی میری میران ده‌به‌خشێته شه‌ره‌فخان و ده‌یكاته سه‌رۆكی هۆزی كورده‌كانی ئێران. له كانوونی دووه‌می ساڵی 1578 له جه‌نگی نێوان ئێرانییه‌كان و عوسمانییه‌كان دا پشتی ئێرانییه‌كان به‌رده‌دات و لایه‌نگری عوسمانییه‌كان ده‌كات به‌خۆی و 400 چه‌كداره‌وه دژ به ئێران ده‌وه‌ستێ سه‌ركردایه‌تی عوسمانییه‌كان ده‌كات له ساڵی 1589 سوڵتان مورادی سێیه‌م دژ به ئێرانییه‌كان پایه‌و نازناوی خان ده‌به‌خشێته شه‌ره‌فخان و ده‌یكاته میری ویلایه‌تی به‌دلیس له ساڵی 1590 واتا له ته‌مه‌نی 53 ساڵیدا جڵه‌وی فه‌رمانڕه‌وایی خۆی ده‌داته ده‌ست كوڕه‌كه‌ی خۆی شه‌مسه‌دین به‌گ.
له ساڵی 1591 تا 1592 ده‌ست ده‌كات به‌ نووسینی شه‌ره‌فنامه‌و له 1597.08.04 له نووسینی شه‌ره‌فنامه ته‌واو ده‌بێت و پوخته‌ی نووسینه‌كانی له‌دوا دوای ساڵی 1597دا كۆتایی پێهێنا به‌م جۆره پڕۆژه‌ی تۆماركردنی كوردی ئه‌نجامدا.
میر شه‌ره‌فخان له ساڵی 1012ی كۆچی دا به‌رامبه‌ر به‌ ساڵانی 1603-1604ز كۆچی دوایی كردووه‌. به‌ساڵنامه‌ی زایینی 60 ساڵ ژیاوه‌و به ساڵنامه‌ی كۆچیش 63 ساڵ ژیاوه.
شه‌رفنامه گه‌لێ بابه‌تی سه‌ره‌كی و گرنگی گرتۆته‌خۆ وه‌كو ئه‌مانه‌ی خواره‌وه:

1

حكوومه‌ته كوردییه‌كانی مه‌ڕوانی و حه‌سنه‌وی و فه‌ضله‌وی و ئه‌یووبی

2
 حاكمه كوردییه‌كانی پشتاوپشت حوكمڕانیان كردووه

3
 ئه‌و حاكمه كوردانه‌ی پاره‌یان لێداوه‌و وتاریان به‌ناو خوێندراوه‌ته‌وه

4

جگه له‌مانه‌ش به‌دوورو درێژی باسی حكوومه‌تی بتلیسی كردووه

 
ئه‌م په‌رتووكه‌ی شه‌رفنامه له كۆنه‌وه گرنگییه‌كی زۆری پێدراوه له ساڵی 1978ی كۆچی به‌رامبه‌ری 1667ی زایینی له‌زمانی فارسیه‌وه له‌لایه‌ن شامی ناوێكه‌وه وه‌رگێڕدراوه‌ته‌ سه‌ر زمانی توركی و له دواییدا "ولیامینۆف"ی ڕووسی كردوویه‌تییه ڕووسی و به‌ چاپی گه‌یاندووه‌ و "كارمۆی" مێژوونووسی فه‌ڕه‌نسیش كردوییته‌تیه فه‌ڕه‌نسی و له میسریش مێژوونووسی كورد له چله‌كانی سه‌ده‌ی ڕابردوو به‌فارسی چاپی كردوه‌و مه‌لا جه‌میل ڕۆژبه‌یانی له‌ساڵی 1953دا به په‌راوێزی به‌نرخه‌وه كردوویه‌تییه عه‌ره‌بی و به‌چاپی گه‌یاندووه دواجاریش هه‌ژار موكریانی به په‌راوێزو پێشه‌كیه‌كی درێژه‌وه كردوویه‌تییه كوردی و له‌ساڵی 1972دا له چاپخامژگی كۆڕی زانیاری كورد له به‌غدا له چاپ دراوه

معرفی و زندگی نامه صلاح الدین ایوبی

 

صلاح الدین ایوبی که بود

صلاح الدین ایوبی که حتی دشمنانش هم از او به نیکی یاد میکنند و تقوی و فضیلت و شجاعتش را ستوده اند  نام اصلیش یوسف و لقبش الملک الناصر و شهرتش ایوبی است . او اصالتا از مردم کردستان ایران بوده و پدرش نجم الدین و جدش شاذی نام داشتند.شاذی  سر سلسله این خانواده از سرکرده های منطقه کوهستانی گور بوده و چندین پسر داشته که بزرگترین ایشان امیر نجم الدین بود.

امیر نجم الدین پس از فوت پدر با خانواده اش بموصل کوچ کرد و بخدمت سلطان محمد سلجوقی درآمد و از طرف سلطان به امارت (فرماندهی) قلعه تکریت منصوب شد . سالها بعد زمانی که اتابک عماد الدین زنگی حاکم موصل شد شبی گذرش به قلعه مذبور افتاد در آن شب وضع اتابک زنگی بسیار فلاکت باربود زیرا در جنگی بسختی شکست خورده بود و با افراد اکثرا زخمی خود سر راهش به قلعه تکریت رسید امیر نجم الدین به او خیر مقدم گفت و در اعزاز( عزیز کردن )  و اکرامش ( بزرگ داشتن) بسیار کوشید اتابک پس از 15 روز آنجا را ترک کرد اما در قلبش از پذیرایی امیر نجم الدین بسیار شاد بود پس از چندی بهروز مالک قلعه آنها را از قلعه بیرون کرد . در همان روز همسر امیر نجم الدین دچار درد زایمان شد و او برای چند روزحرکت خود را به تاخیر انداخت فرزند بدنیا آمده پسر بود و او را یوسف نام نهادند.  آنها به نزد اتابک که به استقالشان رفته بود ، رفتند  اتابک زمین های حاصلخیز شهر زور را به امیر نجم الدین سپرد  و برادرش( برادر نجم الدین ) اسد الدین شیرکوه ،  را جزو مقربین درگاه نمود و امیر نجم الدین را به شهر دمشق منتقل نمود ( برای سرو سامان دادن امور آن شهر )  پس از مرگ اتابک زنگی پسرش نورالدین زنگی ، اسد الدین شیرکوه  را به بمصر روانه نمود . شیرکوه سه بار به مصر لشگر کشید و سرانجام وزیر مصر را بقتل رساند  و خود به جایش نشست و اساس سلطنت مصر را برای برادر زاده اش و اعقاب او بنا نهاد .  صلاح الدین فنون سوارکاری و تیر اندازی را در خدمت پدر و رموز فرماندهی را در رکاب عمویش اسد الدین شیر کوه  فرا گرفت . از مختصات اخلاقی او سخاوتمندی و تواضع او در مقابل دشمن مغلوب بود .او با اسیران با ملاطفت رفتار میکرد و حرمت زنان را مراعات میکرد و اطفال را مورد نوازش قرار میداد. او هرگز شبیخون نمیزد و از راه غافلگیری بردشمن نمیتاخت در محاصره ها با محصورین به مدارا رفتار میکرد و حتی گاهی آب و آذوقه  و دارو وطبیب برای آنها میفرستاد. نسبت به عهد و قولهای خود سخت پای بند بود بهنگام فتح  شهر ها هرگز فرمان قتل عمومی و غارت صادر نکرد و به افراد غیر نظامی آزار نمیرساند. در جنگها تا درست به مواضع دشمن و میزان نیروی آن وقوف نمیافت و قوای خود را با آن نمیسنجید دست بحمله نمیزد. به هنگام جنگ قیافه اش سخت دگرگون میشد و آنچنان مخوف و ترسناک میشد که یارانش از هیبتش بر خود میلرزیدند. با اسرای جنگی ( به جز اعضای فرقه مهمان نوازان و سواران معبد که قتلشان را واجب میدانست  و در آینده آنهارا معرفی خواهم کرد) ملایم بود از کیسه های زر و جواهر هرچه بدستش میرسید بلافاصله آنرا میان اطرافیان و لشگریانش تقسیم میکرد. پس از مرگ شیر کوه در مصر که صلاح الدین هم در رکاب او بود اورا به جانشینی عمویش برگزیدند .او پس از چندین لشگر کشی به فلسطین سرانجام پس از فتح طبریه و شکست نیروهای صلیبی و قتل ارنعود یکی از خبیس ترین دشمنان اسلام که به پیامبر اسلام دشنام داده بود و صلاح الدین قسم خورده بود او را شخصا به قتل برساند، در تل حطین موفق شد ستون فقرات ارتش صلییون را در هم شکند  و آنگاه بسوی بیت المقدس روانه شد .

در این جنگ همین که دو سپاه بهم رسیدند رگبار خروش ها و غرش ماشینهای جنگی ( منجنیق ها) فرو نشسته و جای خود را به نعره دلاوران و شیهه اسبان داد. جنگ تن بتن بوضع وحشتناکی آغاز شد و هر دو طرف در این جنگ با عقیده خالص شمشیر میزدند .شور و احساسات مذهبی چنان بر طرفین مستولی گشته بود که نه بنظامات جنگی اعتنا میکردند و نه بفرمان فرماندهان . صحنه کار زار از اجساد کشته شدگان و پیکر زخمیان پوشیده شده بود این  وضع تا شب ادامه داشت . جنگ روز بعد با همان حدت( سختی) ادامه داشت و این وضع تا یک هفته ادامه یافت . پس از حمله سپاهیان مسلمان از روی پل واقع بر روی خندق شهر مسیحیان سرانجام مسیحیان تقاضای امان نمودند و در خواست صلح کردند . صلاح الدین در پاسخ گفت به مسیحیان بگویید همانطور که اسلاف آنها بهنگام تسخیر شهر در سال 492 این شهر را به خاک وخون کشیدند و سکنه اش را گوش تا گوش سر بریدند و حتی برکودکان شیر خوار هم رحم نکردند من هم همین کار را خواهم کرد .

اما پس از اینکه بلیان نماینده مسیحیان خودرا به پای او افکند و زبان به تضرع گشود و تهدید کرد اگر به مسیحیان امان داده نشود آنها اسرای مسلمان را بقتل خواهند رساند ،  صلاح الدین با امان دادن به آنها موافقت نمود  . و شهر پس از چندین سال اشغال به دست مسیحیان به آغوش مسلمین بازگشت . همین که قرار داد  صلح به امضا رسید، مسلمانان وارد شهر شدند و صلاح الدین اعلام عفو عمومی داد و او وارد شهر شد و بیرق صلیب را از فراز شهر پایین کشید و بیرق مسلمین را به جای آن نصب نمود . او چنان ساده و بیتکلف وارد شهر شد که گویی یک سرکرده جزء با سواران معدودش به زیارت خانه خدا ( بیت المقدس ) میرود

 





 صلاح الدین ایوبی به نقل از ویکی پدیا

الملک الناصر صلاح الدین یوسف بن أیوب بن شادی بن مروان (به کردی: سه‌لاحه‌دین ئه‌یوبی، Selah'edînê Eyubî) فرمانروای ایوبی و یکی از سرداران مسلمان در جنگ‌های صلیبی بود.[۱] ایوبیان دودمانی کردتبار[۲] بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود.
او در دوران حکومتش سه هدف عمده را دنبال می‌کرد: استوارساختن قدرت حکومت برای خود و خاندان ایوبی، سرکوب
شیعیان و جنگ با صلیبیون؛ که به هر سه تا حدود زیادی دست یافت.[۱]

صلاح‌الدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در تکریت عراق از پدر و مادری کرد به دنیا آمد. خانواده او از پیشینه و تبار کردی بودند و اجدادا از شهر دوین بودند، که در ارمنستان قرون وسطی بود. پدرش ، نجم الدین ایوب ، در سال ۱۱۳۹ میلادی از تکریت تبعید شد و به این خاطر او و برادرش اسد الدین شیرکوه، به موصل نقل مکان کردند. او بعدها به اردوی عماد الدین زنگی پیوست که او را فرمانده قلعه خود را در بعلبک نمود. پس از مرگ زنگی در ۱۱۴۶ میلادی ، پسر او ، نور الدین ، نایب السلطنه شهر حلب و رهبر زنگی‌ها شد. برخی تاریخ نگآران نقل می‌کنند که صلاح الدین، که در حال حاضر در دمشق زندگی می‌کردند ، علاقه خاصی به این شهر داشت ، اما اطلاعات دقیقی از کودکیش در دسترس نیست. صلاح الدین خود نوشته‌است : «بچه‌ها آنطور تربیت می‌شوند که پدرانشان شدند .» به گفته یکی از زندگینامه نویسان او ، الورهانی ، بود قادر به پاسخگویی به سوالات علمی در خصوص اقلیدس ، الکتاب المجسطی، حساب ، و قانون بود. او همچنین در قرآن و علوم دینی نیز سر رشته داشت تا حدی که منابع متعددی ادعا می‌کنند که در طول مطالعات خود او بیشتر علاقه منددر دین بود تا پیوستن به ارتش. شاید این به این دلیل بوده که در زمان جنگهای صلیبی مسیحیان در حمله ایی غافل گیرانه اورشلیم را از دست مسلمانان بیرون آوردند . صلاح‌الدین کار خود را در دربار اتابک زنگی از دست نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد و بعدها در مصر جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح‌الدین را به همراهی عمویش شیرکو عازم مصر گرداند تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود.
مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از
خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکو و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند که صلاح الدین انها را سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاح‌الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود. او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجاز و یمن و نوبه و الجزیره را نیز به تصرف درآورد و در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریچارد شیردل آنها را مجبور به ترک قسمت‌های زیادی از خاک فلسطین نمود.
وی بعد از سال‌ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال ۱۱۹۳ در دمشق درگذشت. بعد از مرگ او امپراتوری‌اش میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها
حلب تا سال ۱۳۹۰ در اختیار خاندان ایوبی قرار داشت.
مارشال دوگل درجنگ جهانی اول وقتی نیروهای نظامی اش را وارد امپراطوری عثمانی کرد پس از نبرد با نیروهای این امپراطوری وارد دمشق شد. دوگل به محض ورودش به دمشق بر سر قبر صلاح الدین ایوبی رفت و گفت: «صلاح الدین ما برگشتیم»!![نیازمند منبع]
صلاح الدین ایوبی در جنگ با صلیبیان آنان را شکست داد و از بیت المقدس بیرون راند.
 





 
بیوگرافی مختصر صلاح‌الدین ایوبی


صلاح‌الدین ایوبی (۵۳۲ هجری قمری - ۱۷ صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران کرد و مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. ایوبیان دودمانی کردتبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود.
صلاح‌الدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در
تکریت واقع در ساحل دجله و شمال سامره از پدر و مادری کرد به دنیا آمد. او خدمات خود را در دربار اتابک زنگی ازدست نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد که بعدها در مصر جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح‌الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر گرداند تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود.



گستره قدرت ایوبیان


مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از
خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند که صلاح الدین انها را سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاح‌الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود. او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجاز و یمن و نوبه و الجزیره را نیز به تصرف درآورد و در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریچارد شیردل آنها را مجبور به ترک قسمت‌های زیادی از خاک فلسطین نمود.
وی بعد از سال‌ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال ۱۱۹۳ در دمشق درگذشت. بعد از مرگ او امپراتوری‌اش میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها
حلب تا سال ۱۳۹۰ در اختیار خاندان ایوبی قرار داشت.

 
اخلاق و باورهای دینی صلاح الدین

 نویسنده و محقق غربی استیون رانسیمان در کتاب ارزشمند تاریخ جنگهای صلیبی در باره او چنین اظهار نظر کرده است:

«... سلطان از نظر ظاهر مردی بود لاغر اندام , چهره ای محزون و آرام داشت که هر آن به لبخنده ای نور و صفا میگرفت.رفتارش همواره به هنجار بود. سادگی را می پسندید و از خودنمایی و درشتی متنفر بود. دلبسته صحرا و نخجیر بود , با اینهمه از مطالعه و خواندن غافل نمی نشست... »

همین نویسنده در خصوص رقیب و دشمن صلیبی سلطان یعنی ریچارد شیر دل ( پادشاه انگلیسی ) اینگونه

قضاوت کرده است:

«... او فردی ناخلف , همسری بی وفا و پادشاهی بی کفایت بود , اما در میدان جنگ سربازی بود بسیار شجاع و نام آور... »

صلاح الدین که به القاب ابولمظفر و سیف الدین نیز مشهور بود مردی متقی و روزگار خود را در عین سلحشوری بسیار به یاد خدا سپری میکرد و به شنیدن قرآن و احادیث پیامبر علاقه زیادی داشت.

او شعائر مذهبی را به جد محترم می شمرد و فردی بود منضبط.

وی فرمانروایی رئوف و مهربان و یاور مظلومان و سخاوتمند بود. در معاشرت رفتار نیکویی داشت و نکات ریز و درشت اخلاقی را به خوبی رعایت می کرد. در مجلس وی از کسی غیبت نمی شد. محبوبیت زیادی در میان مردم داشت و همه او را دوست می داشتند. زبانش هرگز به سخنان ناروا آلوده نشد و گوشش جز قرآن و سخن نیکو چیزی نمی شنید. شجاع و دلیر و بلند همت و صاحب عزمی پولادین بود.

از دیگر ویژگی های صلاح الدین رفتار منصفانه با شکست خورده ها بود و همواره به عقاید پیروان دیگر مذاهب احترام میگذاشت.

شاید در طول تاریخ بشری به سختی بتوان سردار و یا سلطانی نیرومند و پیروز چون صلاح الدین ایوبی را با خصائل انسانی و عالمانه یافت چرا که در طول تاریخ دو خصیصه پیروزی و گذشت کمتر قرین هم بوده اند.

وی به یکی از سرداران خود ( الملک الظاهر فرزند خود ) که او را به عنوان والی روانه حلب میکرد چنین اندرز داد:

من شما را به خدای بزرگ که منبع همه نعمتها است میسپارم.

همیشه از ارداه خداوند پیروی کنید چون همان راه صلح و آرامش است.

مراقب باشید که هیچوقت بیهوده خون نریزید، چون خون به ناحق ریخته شده هرگز باز نمی ایستد.

بکوشید تا همیشه دل زیر دستان خود را به دست آورید.

خردمندانه از منافع جامعه اسلامی دفاع کنید.

زنهار که هیچگاه احساسات بد نسبت به هیچکس نداشته باشید.

صلاح الدین از دنیا رفت و اموال زیادی از خود برجای نگذاشت.هنگام مرگ طلا و نقره ای در خزانه خود باقی نگذاشت و تنها 47 درهم ناصری و یک دینار طلا داشت. خانه، املاک و مزرعه ای نداشت. در سال آخر عمرش تصمیم گرفته بود که عازم سفر حج شود اما به علت تنگدستی و ضیق وقت موفق نشد.

صلاح الدین در اوج قدرت و پیروزی زندگی را بدرود گفت.

قهرمان سلحشور و سلطان سرزمین پهناور ایوبی که سه پایتخت داشت ( قاهره، دمشق و حلب ) در حالی از دنیا رفت که در منتهای فقر و ناداری بود.

با اینکه سلطان سلاطین نامیده میشد اطرافیانش برای هزینه مراسم به خاک سپاریش ناچار شدند مبلغی را قرض کنند.

سلطان در روز چهارشنبه چهارم مارس 1193 میلادی در سن 57 سالگی در شهر دمشق پس از ادای نماز صبح جان به جان آفرین تسلیم کرد.

صلاح الدین از خود 17 فرزند پسر و یک فرزند دختر برجای گذاشت.

مورخان در عزای از دست دادن صلاح الدین گفته اند: براستی پس از مرگ خلفای راشدین، دنیای اسلام چنین ضربتی نخورد بود.

تنها نقطه ضعف و ایرادی که محققین متوجه صلاح الدین میدانند رفتار ناپسندی است که در ایام زمامداری او در حق شیخ شهاب الدین سهروردی مشهور به شیخ اشراق رخ میدهد.

فقهای قشری و متعصب زمان برای این حکیم جوان حکم ارتداد صادر کرده بودند. او که ساکن شهر حلب بود در ابتدا تحت حمایت «الملک الظاهر» ( فرزند صلاح الدین ) حاکم حلب قرار داشت ولی در اثر سعایت و فتنه متعصبین گروهی از آنها به نزد «صلاح الدین ایوبی» رفته و حکم قتل شیخ را از وی می ستانند.


خلاصه زندگی صلاح الدین ( Biography )

· سال 1137 میلادی : تولد در تکریت در خانوادهای مسلمان برابر با 532 هجری قمری (تکریت آبادی کرد نشین کوچکی است واقع برساحل راست رودخانه دجله در عراق فعلی )

· سال 1152 میلادی : پیوستن به ارتش سوریه به فرماندهی نورالدین

· سال 1164 میلادی : بروز و نمایش لیاقتهای جنگی و فرماندهی

· سال 1169 میلادی : صلاح الدین شانه به شانه عموی خود شیرکوه، که در ابتدا فرمانده کل و سپس وزیر اعظم بود لحظه ای از پیشرفت باز نماند. وی در این سال به وزارت رسید.

· سال 1171 میلادی : صلاح الدین فرماندهان فاطمی مصر را سرکوب و آن منطقه را به قلمرو خلیفه عباسی برگرداند.

· سال 1173 میلادی: جلوس بر تخت سلطنت و بنیان گذاری سلسله ایوبیان در مصر.

· سال 1175 میلادی : سوء قصد به جان صلاح الدین در دو مرحله از سوی فدائیان اسماعیلیه.

· سال 1176 میلادی: صلاح الدین منطقه مهمی که متعلق به فرقه فدائیان اسماعیلیه بود به محاصره در آورد ولی به یک باره از آن دست کشیده و به صلح تن داد.

· سال 1183 میلادی: تصرف شهرهای شمال سوریه.

· سال 1186 میلادی: تصرف موصل در قسمت شمالی عراق.

· سال 1187 میلادی: حمله به اورشلیم و تصاحب آن بدون خونریزی.

· سال 1189 میلادی: همچنان اورشلیم و فلسطین تحت تسلط صلاح الدین باقی میماند.

· سال 1192 میلادی: طی توافق صلحی که بین صلاح الدین و ریچارد اول پادشاه انگلستان برقرار شد، اورشلیم کماکان در اختیار مسلمانان باقی ماند.

· سال 1193 میلادی: در گذشت صلاح الدین پس از مدتی بیماری در شهر دمشق به سن 57 سالگی. ( برابر با سال 589 هجری قمری

آرامگاه سمت راست تصویر آرامگاه صلاح الدین ایوبی میباشدکه در مسجد جامع دمشق مدفون است


Image:Inside-Saladin-Tomb.jpg


ماموستا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د

 

بۆ بیستن و یا داگرتنی( دانلۆد ) هۆنراوەکانی مامۆستا (ماموستا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د)لە قەبارەی (فوڕمەت ) mp3لە سەر بابەتەکانی ژێرەوە کرتە (کلیک ) فەرموون

شێعره کانی ئیبراهیم ئه حمه د 1


بۆ بیستن و یا داگرتنی( دانلۆد ) هۆنراوەکانی مامۆستا (ماموستا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د)لە قەبارەی (فوڕمەت )  pdf لە سەر بابەتەکانی ژێرەوە کرتە (کلیک ) فەرموون

بارانی سلێمانی..


 

ماموستا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د له 1914.03.06 له بنه‌ماڵه‌یه‌كی ناسراوی شاری سلێمانی له‌‌دایكبووه، ڕه‌مزی فه‌تاح كه ئه‌فسه‌رێكی كورد بووه مامی مامۆستا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د بووه و كاریگه‌ری زۆری له‌سه‌ر ڕۆشنبیر بوونی هه‌بووه ، هه‌ربۆیه زوو ڕه‌وانه‌ی قوتابخانه‌ی ده‌كات. ئه‌م كاریگه‌رییه‌ی مامی تا قۆناغه‌كانی دواناوه‌ندی خوێندنی ئیبراهیم ئه‌حمه‌د هه‌ربه‌رده‌وام بوو، له ساڵی 1937 له به‌غدا كۆلیژی یاسا ته‌واو ده‌كات. ئیبراهیم ئه‌حمه‌د له پاڵ نووسیندا كاری سیاسیشی‌ كردووه و به‌شداریشی‌ له شۆڕشی ئه‌یلوولدا كردووه‌. هه‌ر زوو مامۆستا ئیبراهیم ئه‌‌حمه‌د له‌شاری سلێمانی گوێبیستی سروود و هۆنراوه‌ی نیشتمانپه‌روه‌ران و هه‌واڵی شۆڕشی شێخ مه‌حموودی نه‌مر بووه، هه‌روه‌ها بۆردومانی شاری سلێمانی له لایه‌ن فڕۆكه‌كانی ئینگلیزه‌وه كاریتێكردووه، جگه له‌و هه‌لوومه‌رجه تایبه‌تیبه‌ی ئه‌وكاته‌ی سلێمانی، " ڕه‌مزی فه‌تاحی‌ مامیشی‌ ڕێبه‌رایه‌تی كردووه بۆ ئاشناكردنی به خه‌باتی و نه‌ته‌وایه‌تیی و سیاسی‌ . له‌ساڵانی سییه‌كاندا و له‌گه‌ڵ كۆمه‌ڵێك خوێندكاری كورد له‌به‌غدا گروپێكی پێكهێناوه به‌ناوی "لاوانی كورد" و گۆڤارێكیشی به‌ناوی "دیاری لاوان" بڵاوكردۆته‌وه.

 

مامۆستا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د به دامه‌زرێنه‌ر و لێپرسراوی "ژك" له كوردستانی باشوور ده‌ناسرێت، كه سه‌ر به‌ مه‌ڵبه‌ندی كۆمه‌ڵه‌ی ژیانه‌وه‌ی كوردستانی ڕۆژهه‌ڵات بووه، كه سه‌روه‌ری دامه‌زراندنی كۆماری مه‌هابادی‌ ساڵی‌ 1946ی هه‌یه و به‌ هاوكاریی‌ هاورێكانی‌ توانیبووی له زۆر ناوچه‌ی كوردستاندا لق بۆ "ژك" و پاشان بۆ "حدك" بكاته‌وه . پاش ڕووخانی كۆماری مه‌هاباد له ساڵی 1947دا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د و لقی "ژك" له‌پاش كۆبونه‌وه‌یه‌ك بڕیاریاندا بچنه ناو پارتییه‌وه‌و، مامۆستا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د به سه‌رۆكی لقی سلێمانی پارتی هه‌ڵبژێردرا. له‌ساڵی 1948 پاش ئه‌وه‌ی ده‌سه‌ڵاتدارانی‌ ئه‌و كاته‌ی عێراق به‌ربوونه گیانی شۆڕشگێڕانی كورد ، ئیبراهیم ئه‌حمه‌د بۆ ماوه‌ی ساڵ و نیوێك زیندانی‌ كرا . پاش ئازادكردنی‌ تا هه لاَیسانی‌ شۆڕشی 14ی ته‌مموزی ساڵی 1958 ڕێگایی خه‌باتی نهێنی گرته‌ به‌ر.

 

له شوباتی ساڵی 1951 له‌میانه‌ی كۆنگره‌ی دووه‌می پارتی له شاری به‌غدا به كۆی ده‌نگ كۆنگره‌ی پارتی ئیبراهیم ئه‌حمه‌دی به سكرتیری گشتی پارتی هه‌ڵبژارد. له‌سه‌ر كار و چالاكی سیاسی‌ له‌ هاوینی ساڵی 1951 له سلێمانییه‌وه بۆ كه‌ركووك گوێزرایه‌وه. له‌ساڵی 1953 كۆنگره‌ی سێیه‌می پارتی به ڕێبه‌رایه‌تی ئێبراهیم ئه‌حمه‌د سازكرا و له‌م كۆنگره‌یه‌دا دامه‌زراندنی یه‌كێیتی ئافره‌تان و لاوان و قوتابیان‌ په‌سه‌ندكرا. له‌ساڵی 1961 ئیبراهیم ئه‌حمه‌د وه‌ك سكرتێری پارتی و سه‌رنووسه‌ری ڕۆژنامه‌ی خه‌بات كاری ‌كردووه‌، پێش داخستنی ڕۆژنامه‌ی خه‌بات و هه‌ڵگرتنی مۆڵه‌تی پارتی له كۆتایی ساڵی 1961 ناچاربوو شاری به‌غدا به‌جێبهێڵێت و خۆی بشارێته‌وه.

 

له‌گه‌ڵ هه‌ڵگیرسانی شۆڕشی ئه‌یلوول ڕویكردۆته شاخ و له ڕووی ڕامیارییه‌وه شۆڕشه‌كه‌ی به‌ڕێوه‌بردووه. له ساڵی 1964 تا ساڵی 1971 سكرتێری باڵی نووسینه‌گه‌ی ڕامیاری بووه، پاش هه‌ره‌سی شۆڕشه‌كه ش ڕوو ده‌كاته‌ هه‌نده‌ران و زۆربه‌ی ژیانی له‌شاری له‌نده‌نی پایته‌ختی به‌ریتانیا به‌سه‌ر بردووه‌.

 

ژیانی وێژه‌ییی و ڕۆژنامه‌وانیی ئیبراهیم ئه‌حمه‌د مامۆستا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د هه‌ر له‌سه‌ره‌تای ژیانییه‌وه ده‌ستی داوه‌ته كاری نووسین و ڕۆژنامه‌وانیی، هه‌ربۆیه له ته‌مه‌نی 18 ساڵیدا له ڕۆژنامه‌ی "ژیان" كاریكردووه و نۆبه‌ره‌ی نووسینه‌كانی له‌وێ بڵاوكردۆته‌وه. له‌به‌ر شاره‌زایی نووسین "پیره‌مێرد"ی شاعیر و خاوه‌نی ڕۆژنامه‌ی ژیان له نووسێنێكدا ستایشی ئیبراهیم ئه‌حمه‌ ده‌كات و ده‌ڵێت: "ژیان چاوه‌ڕێی ئه‌م كوردییه ڕه‌وانه‌یه، پیره‌مێردیش به‌هیوای نه‌وجه‌وانانه‌."

 

مامۆستا ئیبراهیم ئه‌حمه‌د له‌ساڵی 1939 بۆ ساڵی 1949 له‌گه‌ڵ مامۆستا عه‌لائه‌دین سه‌جادی گۆڤاری "گه‌لاوێژ"‌ ده‌رده‌كه‌ن، هه‌ربۆیه ناچار ده‌بێت له ساڵی 1944 ده‌ست له كاری حكومی‌ هه‌ڵبگرێت. پاش سه‌ركه‌وتنی شۆڕشی 14ی ته‌مموزی 1958 مۆڵه‌تی بڵاوكردنه‌وه‌ی چه‌ند ژماره‌یه‌كی گۆڤاری ڕزگاری پێبه‌خشرا و هاوكات به‌رپرسیارێتی ڕۆژنامه‌ی "خه‌بات" یشی‌ ده‌كرد. بێجگه له‌و ڕۆژنامانه‌ش خاوه‌نی ڕۆژنامه‌ی "كوردستان" یش بوو كه ئه‌و ده‌مه‌ مام جه‌لال سه‌رنووسه‌ری بووه‌. به‌هۆی بڵاوكردنه‌وه‌ی وتارێكی به‌ڕووی ده‌سه‌ڵاتدارانی عێراقدا، خه‌بات و كوردستان له ساڵی 1961 داخران و فه‌رمانی زیندانیكردنیش بۆ ئیبراهیم ئه‌حمه‌د ده‌رچوو. له گۆڕه‌پانی وێژه‌شدا ئیبراهیم ئه‌حمه‌دی نووسه‌ر و پارێزه‌ر چه‌ندین كاری به‌نرخی نووسیوه‌، ئه‌ویش به چه‌ند شاكارێكی به‌نرخ وه‌ك "ژانی گه‌ل"، "كوێره‌وه‌ری"، "دوا تیری كه‌وان" و چه‌ند به‌رهه‌مێكی‌ دیكه‌ش. نامێلكه‌ی "الاكراد و العرب"یش كه له‌ساڵی 1937 به عه‌ره‌بی نووسیوێتی هه‌وڵێك بووه بۆ ڕێكخستنی په‌یوه‌ندیی نێوان كورد و عه‌ره‌ب له عێراق.

 

ئیبراهیم ئه‌حمه‌د له ته‌مه‌نی 86 ساڵییدا له كاژمێر 5ی ئێواره‌ی 2000.04.08 له شاری له‌نده‌ن كۆچی دواییكرد و ته‌رمه‌كه‌ی گوێزرایه‌وه بۆ‌ شاری سلێمانی و هه‌ر له‌ویش نێژراوه

کتێبی رامیاری

کتێبی رامیاری

سەرجەم کتێبەکانی ئەم بەشە (105) کتێبە ئێستا




ژمارە-ناوی کتێب-نووسەر-ساڵی چاپ-وەرگێر-تێبینی


 

1-بارودۆخی سیاسیی کوردستان 1880 ــ 1946-موجتەبا بورزوویی-2005-نازناز محەممەد عەبدولقادر

2-باڵە سیاسەکان لە ئیرانی ئەمڕۆدا

3-بەراورد لە نێوان رژێمە فدرالەکاندا-سەیوان کاکەڕەش-2002

4-بەراییەکی دەزگای مخابراتی میت ی تورکی و دەوری لە پارێزگاریکردنی تورکیا

5-بەڕێوەبردنی شاڵاوەکانی هەڵبژاردن-جوتیار عادل ئاکرەیی-2005

6-بەڕێوەبردنی کۆبونەوەکان-محەمەد فەتحی -2007-محەمەد فاتح

7-بەڵێنی لیبرالیزمی عەرەبی-تامارا کۆفمان ویتس-2005-بێوار عەبدولرەحمان

8-بزاڤا سیاسی ل کوردستان 1908 ـ 1927-عەلی تەتەر نێروەیی -2002

9-بیردۆزەی فەوزای دروستکەر-نەوزاد عوسمان-2007

10-تورکیا و ئەوروپا ... کورد لەو بازنەیەدا-سامی شۆرش-2007

11-تۆڕە جیهانییەکانی گەندەڵی- پیتەر ئایگن -2007-ئومێد عوسمان

12-تیرۆری نێودەوڵەتی-د. ئەحمەد محەمەد جەمال ـ د. ساڵح بەکر ئەلتەیار-2003-کوێستان جەمال

13-تیورەکانی سیستمە سیاسییەکان-د. کەمال مەنوفی-2007-ئاوات ئەحمد

14-تیۆری دەوڵەت و سیستەمە ڕامیارییەکان بەرگی دووەم -بەهادین ئەحمەد محەمەد

15-تیۆری دەوڵەت و سیستەمە ڕامیارییەکان بەرگی یەکەم -بەهادین ئەحمەد محەمەد

16-پرۆژەی پارتی نەتەوەیی کورد-هاورێ باخەوان

17-پرۆژەی پێشنیارکراو بۆ دەستوری کوردستانێکی سەربەخۆ و سکۆلاریست -دارائەحمەد

18-پرۆژەی رۆژهەلاچتی ناوەرشاستی گەورە چەند خوێندنەوەیەکی کوردانە-مەچید ساڵح-2005

19-پوکانەوەی دەوڵەتی کەمایەتی ئەزمونی سیاسی ی شیعەکان لە عیراق دا-فەرید ئەسەسەرد-2003

20-پێکدادانی شارستانییەکان-سامۆیل . پ . هەنتینگتۆن-مامەند رۆژە

21-جیۆپۆلەتیکی نوێ ی تورکیا ئیان. ئۆ. لێسەر ـ پاوول بی هێنر ـ جەی ئیف براون-2006 عەتا قەرەداخی

22-حزبە سیاسییەکانی میسر-وەزارەتی کۆماری ئیسلامی ئیچران-2003-ئەژی گۆران و ئەحمەد قادر سەعید

23-خوێندنەوەیەک بۆ مەسەلەی گۆڕانی سیاسی لە عیراق دا- ئەنوەر حسێن -2003

24-خۆبەکۆیلە کردن-ئاتین دولا بۆتى -2005-و/لەئینگلیزییەوە /ڕێبوار سیوەیلى و موراد حەکیم

25-دابڕان لە حیزب ولە تکردنی کۆمەلگا لە پیناوی چیدا-سعید کاوە کوێستان-2007

26-دادگای تایبەتب ئێراق دادگاییکیدنی سەدام و تاوانباران کۆمەڵێ رەخنە وپرسیار- شاخەوان شۆڕش -2004

27-دامەزراندنی ئەمریکا و دەستوورەکەی-لیدیا بجورنلوند-2007-ئەبوبەکر خۆشناو

28-دەربارەى دیموکراسى-ڕۆبەرت داڵ -2003-ئامانج عەزیز کەندى

29-دەوڵەت و کۆمەڵگەی مەدەنی-ئەنتۆنیۆ گرامشس-2004-مامەند

30-دنیاى ڕاستەقینەى دیموکراسى-سى .بى . عەلى مەعنەوەى تێهرن-2005-ئیسماعیل ئیسماعیل زادە

31-دیموکراسى چییە شارەزایى لەگەڵ دیموکراسى دێڤید بیتهام وکێڤین بیل-2001-کەریمى حسامى

32-دیموکراسی-عیماد عەلی -2002

33-دیموکراسی بۆ هەمووان-د. حسەین بەشیر-حوسین موحمەممەدزادە

34-رۆحی کورد لە بن دەستی ناسیۆنالیزم، ئیسلامیزم و مارکسیزم دا-ئازاد قەزاز-2007

35-ڕۆژی شۆڕش یان ڕۆژی تیرۆر-هاورێ باخەوان-2003

36-ڕیبازە سۆشیال دیموکرات و کۆمەلگەی کوردەواری-نەوزاد عوسمان-2008

37-ڕێبازێکی تر بۆ خەباتێکی تر لە پێناو ڕزگاربوونی کورد دا- سایکۆیۆلیتیک-2006-ئازاد قەزاز

38-ڕێگوزەرى بیرى سیاسى-سڤێن –ئێرک لیدمان-1997-ئاسۆس کەمال

39-ریفراندۆم باشترین شێوازی خەبات-تۆم گولبیرێ-2004-ئیدریس ئیبراهیم گەڵاڵەیی

40-رێکحراوە نێودەوڵەتی و هەرێمییەکان- د. ئەحمد موسەوی- 2002-عەلی قادر عوبێد

41-رێکخراوی نەتەوە یەکگرتووەکان -2007-کارزان عومەر

42-رێکخستن یەکێکە لە بنەما سەرەکی یەکانی چالاکی ی حزب-محمد مەنگوری-2002

43-زمانە فەرمیەکان لە دەستوری وڵاتە فیدراڵیەکان- تاریق جامباز-2005

44-سەرکۆماری کوردستان لە بەردەم دادگای ئێراندا-بەدرەدین ساڵح-2001

45-سەرهەلدان و بەردەوامی حیزبە سیاسییەکان لە رۆژئاوا-حوجەتوڵا ئەیووبی -2007- ئازاد وەڵەدبەگی

46-ستراتیژی سەربازی وباری هێزداریی ئەمریکا لە سەدەی 21 دا-ریچارد کاگلەر-2003 دلێر میرزا

47-ستراتیژی نەتەوەیی ئەمەریکا لە سەدەی 21-ئاسایشی نەتەوەیی ئەمریکا-2005-دلاوەر عەبدوڵلا ـ مەجید ساڵح ـ تارا شێخ عەسمان

48-سیاسەت و حکوومەت لە ئەوروپادا- بەریتانیا، فەرەنسا، ئەلمانیا، ئیتالیا-د. احمد نقیب زادو-2007-عەلی مێرپەروەر

49-سیاسەت و دیبلۆماسى یاداشتەکانى جیمس بیکەر-جیمس بیکەر-2002-سەهەند

50-سیستەمی فیدراڵی ئەڵمانیا -محەمەد مێرگەسوری

51-شارەوانی، کارگێڕی و دیموکراسی -سەردار شەریف سندی

52-شەرعییەتی دەسەڵات و کارگێڕیی ئاسایشی نەتەوەیی-2007-سلێمان حوسێنی تاشان

53-شۆڕشی ئۆکتۆبەرو چارەنوسی چەند گەلێکی خۆرهەڵات-مەحمود رەزا ئەمین-2003

54- چەمک و پرینسیپەکانی دیموکراسی-بەکر سدیق-2003

55-چەمکی بیرۆکەی دەوڵەت لە جوگرافیای سیاسی دا-فەرید ئەسەسەرد-2002

56-گەلەئاى دۆلۆژیاى سیاسى هاوچەرخ -ڕەیدار لاشۆن-1999-ئاسۆس کەمال

57-گەندەڵی لە سربیا- بۆریس بیگۆڤیچ و بۆشکۆ مییاتۆڤیچ -محەمەد مستەفا قەرەداغی

58-گۆڕان و چاکسازی-کاوسێن بابەکر-2006

59-گۆڕینی ڕژێم-کریستۆفەر هیچنس-حەمە ساڵح تۆفیق

60-عەقڵى سەلیم -تۆماس پین-2003-پێشڕەو حسین

61-عێراق لە دیکتاتۆرییەوە بۆ دیموکراسى-خەلیل عەبدوڵڵا -2005-کۆمەڵە وتار

62-عیراقی نوێ-شەماڵ عەبدوڵڵا-2005

63-فاشیزم چییە-هێنری میشێل-سمکۆ ناکام

64-فیدرالیزم بۆ کورد-ئاسۆ حەسەن زادو -2005

65-فیدرالیزم و ئۆتۆنۆمی-دیلمان محمەد-2002

66-کارل فۆن کلاوزەڤتز-مایکل هۆوارد-2006-کەمال رەشید شەریف

67-کەرکوک لە نێوان پیلان و خەمساردی دا-هێمن مەولود-2006

68-کردنەوەی دەرگایەک بۆ باس لە سەر فیدرالیزم-ئۆرسۆلامونخ و هینزا لۆفەر-ناسر بابامیری

69-کورد و عروبە-بابەکر درشەیی -2005

70-کوردایەتی لە نێوان دروشم و واقیعدا-نەوزاد عوسمان-2007

71-کوردستان ناسنامەی من-هاوڕێ قەندیل-2006

72-کوردو بنیاتنانی ئۆممەت -مارتن ڤان برۆینسن-2007-محەمەدی مشیر

73-گۆڕینى ڕژێم -کریتۆڤەر هیچنى-2002-محەمەد حەمەساڵح توفیق

74-کۆمەڵ و سیستەمى دیموکراسى-حەمە دۆستان-2000

75-کۆمەڵگا و شێواوی-زیرەک عەبدوڵڵا-2005

76-کۆمەڵگەی مەدەنی هێزێکی نۆێ-دامەزراوەی میهەن-2006-کۆسار فەتاحی

77-کێشەی قەرەباخ لە نێوان ئازەربایجان و ئەرمەنستان دا-عەلی عەباسۆڤ ـ هارڤیتۆن چاخاتریان-2006-کەمال رەشید شەریف

78-کێشەی کەرکوک و چۆنیەتی چارەسەرکردنی-د. رەفیق شوانی-2007

79-لە پێناوی دێموکراسیدا-کاویچس بابەکر-2006

80-لە دیکتاتۆرییەوە بۆ دیموکراسی -د. جین شارپ -2007-کارزان محەمەد

81-لە کییە هاردیەوە بۆ گۆردن براون-سلێمان عەبدولڵا یونس -2008

82-لە نیویۆرک ەوە تا کابول -یوسف ئەبازەری ـ موراد فەرهادپوور-2003 -مەنسوور تەیفووری ـ فەرهاد ئەمین پوور

83-لە هێگلەوە هەتا قاسملوو-ئیدریس ئەحمەدی-2008

84-لیکدابڕان- حوسێن بەخشی -2007

85-ململانێی هەڵبژاردن-دەنیس کاڤاناک-ئەبوبەکر خۆشناو

86-مۆدێرنە و ڕاسیزم- جۆرج تەڕابیشى-2003-شوان احمد

87-مێژووى هزرى سیاسى لەڕۆژ ئاوا -بەرگى دووەم-کەمال پولادى-2005-ئازاد وەلەد بەگى و سیروان جەبار زەندى

88-مێژووى هزرى سیاسى لەڕۆژ ئاوا -بەرگى سى یەم کەمال پولادى-2005-ئازاد وەلەد بەگى و سیروان جەبار زەندى

89-مێژووى هزرى سیاسى لەڕۆژ ئاوا-بەرگى یەکەم-کەمال پولادى-2005-ئازاد وەلەد بەگى و سیروان جەبار زەندى

90-ناسیونالیزم و کەمینەکان لە سیاسەتی نێودەوڵەتان دا-جەودەت ئیسماعیل لوتفی ـ سیروان عارف-2002

91-ناسیۆنالیزم گۆرانکاری، تیۆری، ڕەخنە-ئەکرەمی میهرداد-2006

92-ناکۆکیەکانى ناو سیاسەت-ماریاڤێندت هۆیەر وسیسلیا ئۆسە -2005-ڕێبوار ڕەشید

93-نەتەوایەتی و دەوڵەتی نەتەوەیی -مۆنتسرات گیبرنا-2003-کەمال رەشید شەریف

94-نوێبونەوە و هەڵبژاردن -بەکر سدیق-2006

95-هەڵبژاردن شێوە و تایبەتمەندیەکانی -د. حوجەتوڵا ئەیووبی ـ ئەحمەد نەقیب زادە ـ دنیس کاوانک-2003 -ئەبوبەکر خۆشناو

96-هەڵوێستی حزبی تودە لە ئاست کێشە نەتەوایەتی گەلی کورد لە ئێران 1983 ـ 1941- 

د. یاسین سەردەشتی -2004

97-هێندێک لە کێشە بنەڕەتی یەکانی قوتابخانەی کوردی سۆسیالیزم-جەمال نەبەز-2001

98-ئاخێوی گفتمان رۆژهەڵاتناسی-ئەفراسیاب گرامی

99-ئاسایشی نەتەوەیی و ئاسایشی تۆڕەکان-عەلیرەزا گەنجی و پیتەر فلێمینگ و مایکێل ئیستۆل-2007-عارف سەلیمی

100-ئامادەکردنی پلانی هەڵمەتی کارا بۆ هەڵبژاردن ئۆدری ماک لاگن و جنیفەر ماورو-2003-عەبدوڵڵا عەتا

101-ئایندەی ئاسایشی نەتەوەیی لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاستدا-نورا بێسنساهیل و دانیاڵ ل. بیمان-2007-مەروان کاکل و هێمن غەنی

102-ئەجندای ئەمریکا لە خۆرهەلاتی ناوەڕاست پاش یانزەی سیبتەمبەر-برادلی.ا.تایر-2006-حەسەن سەید محەمەد

103-ئەفغانستان و پینج ساڵ دەسەلاِتی تالیبان-وحید مژدە -عەلی بیروەندی

104-ئەو تیۆرانەی پەیوەستن بە وڵاتەوە-ڕێبور حەمەشریف

105-ئەو ئایدیایانەی کە دەستیان بە سەر جیهاندا گرت-مایکڵ ماندلبۆم-2006-گۆران سەباح غەفوور

چند شعر از سه یدی هه ورامی

  

چند شعر از سه یدی هه ورامی از طرف مظهر رمضانی از پاوه امیدوارم دوستان عزیز بپسندند

  صیدی هه ورامی(ت:1199 ، و:1265) و هجری هر دور از شاعران یه صده بوده اند،و باهم از شاعران نامی آن زمان بوده اند گویند صیدی که عاشق بوده و اکثر اشعارش را در وصف معشوقش سروده  از طرف هجری یک شعر را دریافت میکند که چرا شعرهایت در وصف معشوق است و صیدی هم با این شعر زیبا جواب هجری را میدهد:

هیجری نه زانان


هیجری نه زانان ، هیجری نه زانان
تو به حالی ده رد ئیمه ت نه زانان
من"سه یدی"سه ردار سوپای دیوانان
کوشته ی ده ردی عه شق سوپای دیوانان

تا وانم کیتاب،ده رسی عیشقم وه ند
موری دل به سه جع نامی عیشقم که ند
جه مه کته بخانه تا که مه شقم که رد
عاله م مه زانان مه شقی عیشقم که رد

تا که جوان بیم نه سه ودای یار بیم
هه وای عیشم بی په وچی سادار بیم
به ساداری عه شق یاوام به پیری
ئه سلا رام نه که وت من وه لای ژیری

نه ووه هاری عومر جوانیم ویه رد
گا چه نی هیجران،گا به داخ و ده رد
هه ر شیت و سادار،بیابان گیل بیم
چمان من جادار مه جنونی ویل بیم

"سه یدی" تا زینده ن چه نو ده رده وه
چون "مه جنوون"ویله ن،به رووی هه رده وه

"سه یدی هه ورامی" 

كتێبخانه ی كوردي ئه وين



و این هم یکی دیگر از اشعار زیبای صیدی هه ورامی هستش امیدوارم دوستان بپسندند:


"سه یدی" عار نیه ن

"سه یدی" عار نیه ن ، "سه یدی" عار نیه ن
هه ر که س عاشقه ن ناله ش عار نیه ن
ئیمه یچ ناله مان خو بی کار نیه ن
که س جه ده ردی که س خه به ردار نیه ن

منیچ دیوانه ی خالی شیرینم
پا به ندی تای زولف بو عه نبه رینم
به لام ئید شیرین ئه یامان نیه ن
چوون خواجه ی غه مخوار غولامان نیه ن

هه رگیز چه نی که س تا سه ر نه ساته ن
شه رتش،ئیقرارش،وهفاش یه ک ساته ن
تا مه یو وه لام ره ندی جه مین گول
خوفی هیجرانم مه نیشوم نه دل

ئه و ساته شیرین مه کیشو ده ستم
ماوه رو به سوز زامانی سه ختم
جه خوفی لواش زامان نه له رزه ن
هاوارو هه ی داد،هه ی هانام به رزه ن

گیرووده ی هیجران،دایم بی که یفه ن
کافر گیرووده ی هیجران بو حه یفه ن
یاران یه سه نگه ن،ته نش خاشاکه ن
جه سته ی مه ینه ت بار من ته ماشا که ن

یه سه نگه ن په ی تور مه سوچو به تاو
دل قه تره ی هوونه ن چوون نه بو به ئاو
"سه یدی"جه هیجران شوخی جه مین لال
سا په یچیش نه بو به کوگای زوخال

"سه یدی هه ورامی"

ڕێز و سپاسی تایبەت بۆ برای خۆشەویستم مەزهەر  ڕەمەزانی لە شارە جوانەکەی پاوە

بۆ ناردنی ئەم شێعرە جوانانە بۆ كتێبخانه ی كوردي ئه وين

به یاد و کاکه محه مه دی مسته‌فازاده‌:‌محه مه د ره شید ئه مینی

محمد مصطفی زاده نویسنده و مترجم جوان و توانمند هورامان، روز سه شنبه 26 دی ماه جاری به علت ایست قلبی در مریوان دار فانی را وداع گفت.

محمد مصطفی زاده از نویسندگان حوزه زبان و ادب هورامان بود که بیش از 4 دهه از عمرش نگذشته بود و کتابهای همچون "زبان هورامی و دنیای مدرن"، "نامه نگاری به زبان هورامی" از وی به چاپ رسیده و دهها مقاله و یادداشت در حوزه زبان و فرهنگ هورامی از این مرحوم در مجلات و نشریات کردستان به چاپ رسیده است

روحش شاد یادش گرامی                                                         

هورامان هانه به  رچه م

مامۆسا ‌محه مه د ره شید ئه مینی 
به یاد و کاکه محه مه دی

دڵم ته میانه ره
په نجه کام هازۆ گرته ی
قه ڵه مه که یش نییه ن
ئی زمسانه نه گریسه
چی پاسشه په نه که ردا
سه رداو سلێوه یه ش
ترنجیان لێ له مێم
خه ریکه ن ریزنایم ریزنۆره
مه گه رئه من
زمسان و سیاسالیم نه دیه ن
های دلێ له مێت گنۆره
هوشت ناچکۆ
ئی گریوه
سو دووری ئازیزیوه ن
بێ ماڵ
ئاوایی
وارگـــــه ش پێته وه په ی هـه وارنۆ
داغمای ده ردش زامان وست وه سۆ
دێره ن با ئیێمه یچ نه ی هـــه واراندا
هــه ی که رم وه شۆن کـۆچ یاراندا


پاوه:چهارشنبه 27 دی 1391

سەر چاوە:

کتێبی هەمەجۆر

کتێبی هەمەجۆر

سەرجەم کتێبەکانی ئەم بەشە (96) کتێبە ئێستا




ژماره-ناوی کتێب-نووسەر-ساڵی چاپ-وەرگێر-تێبینی


1-بەرەو رۆژنامەوانیی مۆدێرن-بەختیار کەریمی-2006                

2-بەیاننامەی مافی مرۆڤ                                           

3-بڕگەو بنەماکانى پۆستمۆ دێرنیزم-عەلى ئەسغەرە قەرەباغى-2000-عەلى ئازەر نیا

 4-بنەچەنەى زمانى کوردى                                         

5-بۆ ئەمیری حەسەنپوور لەهەر کوێیەک بێت-مسعوود محەمەد                          

6-تایبەتمەندییەکانی بەرهەمی یادی مەردان ی مەلا عبدالکریمی مودەریس-بەرزانی مەلا تەها           

7-پاسکوئال دووئارتە-کامیلوخوسەسلا-2008-سەڵاح نیسان       

8-پرسی بارگاوی بەئەگۆمێنت-یوسف عیزەدین-2008              

9-پرۆژەی دەستوری هەرێمی کوردستان-برۆژەی دیشک-2007              

10-پرسیار و وەڵام لەسەر زانستی گشتی -نادر فتحی شوانە                         

11-پشتئاشان لە نێوان ئازار و بێدەنگییدا-قادر ڕەشید-2003              

12-جگەرە کێشان تەمەنى مرۆڤ کورت دەکاتەوە -ئامادەکردنى / ڕێگاى ڕاسى -2007  

13-جێگە گشتیەکانى شارى کەرکوک-عەبدوڵا مارف بەرزنجى-2004              

14-جیهانێکی لێکترازاو-ئەنتۆنی گیدنز-2003-عەبدوڵڵا قەرەداغی

15-خەباتى پێشمەرگایەتى یان کارەسات و ماڵوێرانى -عەبدول کەریم سەعید-2003              

16-خواکان و پاڵەوانەکانی گرێکلاند-ئێریک ئێریکسۆن-تەها ئەمین هەڵەندی-مینتلۆجیا

17-خواوەندەکان و پاڵەوانەکانی گریکلاند -نیرک نێریکسۆن-2006-تەها ئەمین هەڵەندنی          

18-خولیای نووسین-رەزا بەراهەنی-2008-ئەمین گەردیگلانی

19-خۆ رۆشەنبیرکردن-مەحموودی تاهیر سادق-2006              

20-خۆرۆشەنبیرکردن-مەحموودی تاهیر سادق      

21-دەربارەی شیعر و شاعر-حەمە کریم عارف- 2007-              

22-دەروازەیەک بۆڕەخنەى ئەدەبى کوردى-د.هیمداد حوسێن-2007              

23-دەفتەرەکەی رۆمل ئەروین- رۆمل، فریتز بایەرلاین، مانفرێد ئەورین رۆمل -2007-محەمەد مسعود محەمەد      

24-دوا گفتو گۆکانى بورخیس و ئوسڤالدو فرارى-ئوسڤالدو فرارى-2004- ڕەووف بێگەرد   

25-دۆزی کورد لە چەند باسێکی مێژووییدا-ئەحمەد حەمەد ئەمین-2008              

26-ژن لەشیعر و ژیانى من دا-نزرا قەببانى-2001-جمال غەمبار      

27-رەهەندەکای ناسیۆنالیزم-ئیچزیک هۆبزباو -بندکت ئەدیدسۆن-2004-ئارام جەمال سابیر

28-رۆمان چییە-م. ه. ئیبزامر مالکام برادبری نورتروپ فڕای-2008-جەواد مستەفا

29-رێبازى سۆشیال دیموکرات وکۆمەڵگەی کوردەواری-نەوزاد عوسمان-2008              

30-رێنوێنی دایکان و باوکان بۆ پەرەپێدانی دنیایێکی دوور لە ماددە هۆشبەرەکان لامار ئەلبکساندەر-2007-مستەفا مەعروفی  

31-زاڕۆکستان-2007-حەمە کەریم عارف           

32-ساڵنامەی کوردی-وریا عمر ئەمین-2002              

33-سیخورمە -سمایل قاسمی                             

34-چەند دۆکیۆمێنتێکى نێودەوڵەتى لەبارەى مافەکانى مرۆ ڤەوە -ناوى نووسەر دیار نییە-2006 -قادر وریا           

35-چراى ئەفسووناوى-ئینگمار بێریمان-2006-دلاوەر قەرەداغى  

36-چل ئاواز  گۆفارى مۆسیک-2006              

37-چۆن تەوبە بکەم-عەلى خان-2007              

38-گاندی و ستالین-لویی فیشێر-2008-سلێمان دڵسۆز      

39- گەڕانەوە لەخەیاڵەوە بۆ واقیع-عەتا قەرەداغى-2003              

40-گەریان ل دیف بەختەوەریێ لود ئاوویبۆری-2006-جگەرسۆز پێنندرۆیی        

41-گەشتى هەشتەمى سیندباد-1988              

42-گشتى ئەمەیە-مارگەرێتە دۆراس- 2006-هەندرێن 

43-گفتوگۆ لەگەڵ ئەدۆنیس-سازدانى ێەقەر ئەبو فەخر-2001 -نەوزاد ئەحمەد ئەسوەد

44-گفتوگۆیەک لەگەڵ شیعرەکانى فایەق بێکەس"دا - ڕەهبەر سەید ئیبڕاهیم-2004

45-گوڵستان  سەعدی-2006-عەلی نانەوازادە   

46-گێتی زیندەور-علاْ الدین سجادی-2002              

47-غەزەلنوس و باغەکانی جوانی-محەمەد کوردۆ                           

48-فەنتازیای خواردن- ڕێبوار سیوەیلی-2006              

49-فێربوونى زمانى ئینگلیزى-عەدنان-2002              

50-قاچاخی نێونەتەوەیی ماددەهۆشبەرەکان و یاسای نێونەتەوەیی -عەلی مورتەزەوی کۆسار فەتاحی      

51-قەسیدەی ساڵێک لە نیگەرانی-شێعر-بەرزان هەستیار-2008              

52-قوتابخانە ئەدەبییەکان-رەزا سەید حسەینی-2006-حەمە کەریم عارف           

53-کاتوری کورد لە دانراوەکانی ئیتالییەکان-میریلا گالیتی-2008-ئیدریس عەبدولڵا مستەفا     

54-کاتووری کوردی لە دانراوی ئیتالییەکاندا لە سەدەکانی 13 ـ 19-میریلا گالیتی-2008 -ئیدریس عەبدولڵا مستەفا     

55-کەلاوەکەم پڕە لەباران وگوڵ-1994              

56-کتێبی پرسیارەکان -د. گریگۆری شتۆک -2004-زانیار فایەق سەعید           

57-کۆڕبەندی کۆمەڵایەتی جیهان - دامەزراندن و ئامانج-سەنتەری مەسەللە-هەولێر-2008    

58-کۆمەڵگا، دین و توندوتیژی-سەرۆ قادر-2008              

59- کێلگەی شەرم... مین-ئەمیری حاجی داود-2004              

60-لە کەناری رووباری (راین)دا-لە سەرووی عاشقبوون-زانا خلیل-2008

61-لە مۆدێرنەوە بۆ جیهانگەرایی-ج. تیمونز ڕوبیرتس ، ئەیمی هایت-2008-محەمەد حسین     

62-لەپەرۆشەکانى ژیان-مەسعود محەمەد-1997              

63-لەسەرگوزشتەکانی ژیان-شێخ موحەممەد خاڵ-2007              

64-ماساکۆ و دیانا - دوو پرێنسیسی نازداری بێ ناز-2008-شێرزاد هەینی     

65-ماچستان -دارائەحمەد-1999              

66-ماکیاڤیللی و بیری رێنسانس -رامین جەهانبەگلو-2006-موسڵح ئیروانی    

67-مانفێستى ئازادیی 2 -2004              

68-مەملەکەتی خورما ... کاکە ،-ئەبو ئیسماعیل -شیرزاد هەینی -2001              

69-منداڵی ئاخر زەمان-عەزیز نەسرین-2005-غەریب پشدەری   

70-مۆدێرنیزم-ملکم برادبری و جێمس ماکفارلی-2008-بەهزاد حەویچز   

71-مێتۆلۆجیای یۆنانی ئێریک ئێریکسۆن-2006-کەریم مستەفا-مینتلۆجیا

72-مێژووی ئەدەبیاتی جیهان بەرگی دووەم -بوکنەرب - تراویک/ ت-عربعلی رزائی حەمەکەریم عارف           

73-مێژووی ئەدەبیاتی جیهان بەرگی یەکەم-بوکنەرب - تراویک/ ت-عربعلی رزائی حەمە کەریم عارف           

74-مێژووی ئەدەبیاتی جیهان -ئەدەبیاتی ئینگلیزی زمان-بوکنەرب - تراویک/ ت-عربعلی رزائی-2007-حەمە کەریم عارف   

75-ناتوندوتیژی-عبدالله خالید.ئیبراهیم ئیسماعیل.شێرزاد هەینی.محەمەدی موشیر-2008       

76-ناسنامەی بکوژەکان-ئەمین مەعلوف-2003-کەژاڵ ئەحمەد     

77-نامەکانی مەم-ئیسماعیل بەرزنجی-2002              

78-ناودارانی ئەدەب-حەمە کەریم عارف                                  

79-ناوى کچ و کوڕانى کوردى-د. کوردستان موکوریانی-2002              

80-نهێنى سەرکەوتن لەبازاڕەکانى کاردا-ئــ . کیهان نیا-2007-ئەدهەم ئەمین       

81-هەموو هەقیانە-هەڵبژاردەی قسە خۆشەکانی مەلا نەسرەددین (مەلای مەشهوور)        مەنوچەهری کریم زادە-2006-غەریب پشدەری   

82-هەواڵ، راپۆرت و وتووێژ-2008-مەنسور سدیق     

83-هونەرو ژیانی کۆمەڵایەتی-پلیخا نۆف-2005-حەمە کەریم عارف           

84-واقیعی کوردستان و کردەوەی چاکسازی-سەرۆ قادر-2008              

85-وڵاتی بێ پایتەخت- محەمەد جەلیزادە-2006              

86-ئادریانای دایک-ئەمین مەعلوف-2008-سۆنیا سدیق        

87-ئازادیی رادەربڕین لە رۆژنامەنووسیی کوردیدا 1991 ــ2008-هێرش رەسول مراد-2008              

88-ئاسایشی نەتەوەیی و ئاسایشی خۆراک-سەرمەد ئەحمد -2007              

89-ئاگاداری نەوەکانتانی پێ بکەنەوە-ستیفان بروشفلید پول ئا. لیڤین-2007-شێرزاد هەینی     

90-ئاو- پڕۆژەی گاپ ئەڵقەیەکی تری کۆلۆنیالیزمەکردنی کوردستان-هەڵۆ بەرزنجی-2004      

91-ئەفسانەکانى خۆر هەڵات-یورى کرسنى-2001-غەریب پشدەرى-مینتلۆجیا

92-ئەفسانەکانى ئەرمەنی-چرلز دونیک-عزیز گەردی-مینتلۆجیا

93-ئەمەیە ئەمریکا-محمەد حەمە سالح توفیق-2006              

94-ئوستوورەی چوارچێوە-کاڕڵ پۆپەر-2008-ئیسماعیل زارعی 

95-ئیشکردن نەک تەمەڵی-عەبداولعەزیز پاڕەزانی-2007              

96-ئێمیل-ژان ژاک رۆسۆ-رەسوڵ سوڵتانی  

۹۷-کۆمەڵناسی گشتی-مێژوی سەر هەڵدانی کۆمەڵناسی-بەرگی یەکەم 

سێ شێعر لە دو شاعیری گەورەی هەورامی

(مه وله وی)


ئیمشه و ته نیا و بی جه سته ی زه بونم
دیسان سه ر واز که رد دله ی پر هوونم 
خه یالان خام ئاوردم، به ردم
هاوار جه ده مه ی هه ناسه ی سه ردم

زوخاو گیج مه دا دیگ ده روون دا

هووناو هورشاناش جه سته ی زه بوون دا
ره نگا ره نگ،ره نگ ره نگ گول گوون هوونم
قرچه ی بریشته ی کوره ی ده روونم

چون دانه ی سه ر ساج هور ئامام جارجار
جه تاو دوکه ل جه شه راره ی نار
سوزیام هی سوزیام وینه ی شوعله ی نور
بیم سورمه ی سوبحان ئاورده ی کوی تور

من قه قنه س نه بیم ها بیم وه قه قنه س
یه ک جاریچ ئمشه و ها به رشیم جه دس
ئه وه ند خه یالان به ردم وه ده روون
په ی دووری یاران به ته ر بیم زه بوون

روه جه شه و فیشته ر زار و زه لیلم
ساقی سا جامی ئه مجار ده خیلم
بده ر پیم نوش که م چون هه رده جاران
وه ره غم گردین گروی مه ی خواران





مامــــــــوستا بیــــــــــسارانی(ئه جه ل داوم بو....)
 
 
تاکه ی من چه نی ده وران داوم بو؟
تاکه ی شه و بی یار ، شیرین خاوم بو؟
بو با پات وه بان هه ر دووچاوم بو

ئه رسه د په ژاران گیانم مه ستانان
وه س نیه ن به نام زینده م مه وانان
سپای غه م به ی ته ور زور گرته ن وه نه م
هه ر ساتی مه رگی مه نمانو په نه م

سه نده ن نیمه یی ، ئه ویچ هیجرانان
گه ره کشان به زور چه نه م بستانان
نه واچی په یچیش من چیم نه زانان
ئیسه مواچو ئه جه ل ها هانان؟

گیانی که به رشی به یه ک دیانی
جه کو باوه روون په ریت ، گیانی.؟
شه مال شو واچه ، به و ئایرناکه
به و دل سفته ی خه م ، سینه چاک چاکه

ئه ر سه دسال سوچو وه ندار جه شاخان
چی په روا دارو عه رعه ر جه باخان؟




ماموستا بیسارانی(پاییز نمانا..........)
 
نیشانه ش به باد سته م نمانا
خه تی غه ضه بناک خه زانان وانا
په ل په ل و زار زار نه روی خاک شانا

چه ند سه رتاپا سه وز وینه ی سه ییدان
چه ند به رگی هونین وینه ی شه هیدان
چه ندی به بارگه ی به رگ هونه وه
مدرابی چوون کوی بیستونه وه

سه دهه زار ره نگی نه مایه شان بی
دلدار و بی دل نه سایه شان بی
ناگا باد ئاما چوون حال نه زانان
بریش ته نافان چه تری خه زانان

پاره پاره ش که رد وه لگی جامه دار
ریزه ریزه بی گرد ئاما به وار
ستونان مه نده ن سه ر تا پا سیا
وینه ی غولامان جه حه به ش زیا

منیچ چوون ئه وان ده روون سفته نان
به بادی غه زه ب سه د جار که فته نان
این شعر چندی پیش توسط دوست عزیزمان آقای مظهر رمضانی از پاوه به ایمیل ما ارسال شده بود ولی به دلیل قرار گرفتن در لیست اسپمها تازه متوجه آن شدیم
در اینجا لازم می دانم ضمن عرض پوزش از این دوست عزیزمان از شما عزیزان تقاضا داریم که مطالب ارسالی خود را در قسمت نظرات وبلاگ قرار دهند وتا حد امکان از ارسال مطالب به ایمیل كتێبخانه ی كوردي ئه وين خودداری فرمایند و در صورت ارسال مطالب به ایمیل ما در بخش نظرات وبلاگ ما را مطلع فرمایند
با تشکراز دوست عزیزمان آقای رمضانی و سایر دوستان

سلام آقای جبروتی من مظهر رمضانی هستم از پاوه-راستش وبلاگتون رو دیدم وبلاگ خیلی جالبیه فقط جای چند تا شعر هه ورامی توی وبلاگتون خالیه گفتم اگه خودتون صلاح بدونین چندتا شعر هورامی هم بزارین راستش من یه صفحه درست کردم تو فیسبوک به اسم شعر هورامی اگه خواستین میتونین از اونجا شعرها رو بردارین با اجازتون سه شعر از مولوی و بیسارانی میزارم اگه خواستین بزارینش تو وبلاگتون:

ڕاستکردنه‌وه‌ و شیکردنه‌وه‌ی(شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ)ی وه‌فایی

 

1
تایێکی ڕیشه‌یی دڵ، به‌ نووکی غه‌مزه‌ دادا
ده‌ستێکی بۆ سه‌ما برد ڕووبه‌ندی ماهی لادا
نافه‌ی گوڵی عه‌یان بوو، عه‌تری به‌ ده‌م سه‌با دا
باریک و لووس و ناسک، دوو زولفی خاوی بادا
وه‌ک شاخی گوڵ به‌ لا دا، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!
2
به‌ عیشوه‌ زولفی لادا، له‌ سه‌ر عیزار و زاری
دوگمه‌ی یه‌خه‌ی ترازا، بزووت هه‌وری به‌هاری
که‌ شه‌و به‌یانی به‌ردا، گوڵ و وه‌نه‌وشه‌ باری
سه‌ڵای له‌ عاشقان دا، باخی گوڵ و هه‌ناری
دونیا به‌ ئینتیزاری، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

3
که‌ که‌وته‌ چه‌رخ و گه‌ردیش ته‌شی به‌ ده‌ستی ڕه‌نگین
هه‌ودای له‌ لێو و ده‌م دا، خورشیدی سینه‌ نه‌سرین
سه‌مای به‌ "زوزه‌نه‌ب" دا "که‌فولخه‌زیب"ی شیرین
گرتی خه‌تی "مه‌دارات"، شه‌فه‌ق به‌ "عه‌قدی په‌روین"
سێحرێکه‌ بۆ دڵ و دین، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

4
له‌بانی ئاره‌قی ڕشت له‌ پێکه‌نینی زاری
به‌ خه‌نده،‌ خونچه‌ گوڵ بوو، گوڵاوی لێ ده‌باری
وتم: بفه‌رموو بۆ سه‌ر دوو چاوی من به‌ یاری
به‌ چاوی من ببینن، ته‌لێسم و سێحر کاری
ــ که‌ سه‌روی جویباری، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

5
که‌ زولفی که‌وته‌سه‌ر ڕوو، هه‌موو خه‌تای به‌ چین دا
خه‌رامی تاووسانه‌ی به‌ سه‌روی نازنین دا
سپێده‌یی به‌یانی‌ به‌ باخی یاسه‌مین دا
فه‌نا‌یی پڕ به‌قا بوو، ده‌می له‌ پێکه‌نین دا
سه‌د ئافه‌تی له‌ دین دا، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

6
نووکی ته‌شی به‌ گه‌ردیش قوتبێکه‌ چه‌رخی پێوه
"مه‌جه‌ڕڕه" بوو به‌ داوی که‌ چه‌رخی که‌وته‌ نێوه‌
وه‌ک "زوهره" ده‌ستی کێشا که‌ به‌ندی قه‌وسی زێوه‌
ئه‌ستێره‌ ماهی داگرت سابت کرا به‌ پێوه‌
ئاره‌ق به‌ ڕوو به‌ڕێوه‌، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

7
یه‌خه‌ی کراسی لاچوو پشکووت به‌ هه‌ر دوو لێوان
گوڵ و شه‌که‌ر ده‌باری له‌ کووچه‌باخی سێوان
زولفی که‌ لادا، کوڵمی وه‌ده‌رکه‌وت له‌ نێوان
شه‌مس و قه‌مه‌ر هه‌ڵاتن دوێنێ به‌ نوێژی شێوان
عاشق ده‌که‌وتنه‌ کێوان، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

8
که‌ ده‌ستی برد و هێنا به‌ دولبه‌ریی به ‌تادا
وه‌چه‌رخی خست و گێڕای به‌ ڕانی سافی دادا
عه‌یان بوو په‌نجه‌یی ڕۆژ به‌ "خه‌تتی ئیستیوا"دا
به‌ سوبحی سادق ئه‌نگووت"زه‌نه‌ب" له ‌نێو سه‌مادا
حیڕه‌ت له‌ "ماسیوا"دا، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

9
‌سمی غه‌زاله‌یی چین له‌ نافه‌دا عه‌یانه‌
ده‌ڵێی له‌ نیوه‌شه‌ودا سپێده‌یی به‌یانه
قه‌دی گوڵ و ده‌می گوڵ، دوو مه‌مکی قووتی گیانه‌
له‌ باخی یاسه‌مین‌دا شکۆفه‌یی گوڵانه‌
به‌هاری بێ خه‌زانه‌، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

10
که‌ که‌وته‌ چه‌رخ و گه‌ردیش ته‌شی به‌ ڕانی لووسی
ده‌که‌وته‌ پایبووسی دوو زولفی ئابنووسی
"زه‌نه‌ب" له‌ مانگه‌شه‌و دا ده‌هاته‌ چاپلووسی
له‌ بان به‌یازی گه‌رد‌ن به‌ خه‌تتی خۆش نووسی:
ــ مه‌هتابه‌ پایبووسی، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

11
دوو زولفی چین به‌ چین کرد، که‌ نافه‌یی خه‌تایه‌
دوو مه‌مکی خسته‌ سه‌ر لق، هه‌ناری دڵگوشایه‌
به‌ خه‌نده‌ چه‌رخی پێدا که‌ شه‌وق و نه‌شئه‌ وایه‌
به‌ نوکته‌ پێی نێشان دام، سه‌ما له‌ سه‌ر هه‌وایه‌
هه‌موو ئیشاڕه‌ وایه‌، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

12
شکۆفه‌ وا هه‌ڵستا له‌ زێڕوزێو حوبابێ
له‌ که‌وسه‌ری به‌هه‌شتێ، ده‌روونی پڕ کرابێ
خڕ و له‌تیف و ناسک، بلوری خودنوما بێ
به‌ جورمی نووکی ده‌رزی، له‌ نیوی درزی دابێ
دیاره‌ سه‌روی وا بێ! شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

13
قوتووی لوئالییانه‌ له‌ زێوی داڕژاوه
به‌ ته‌رزی درزی ده‌رزی له‌ خۆوه‌ درزی داوه‌
له‌ به‌ر نه‌زاکه‌تی ڕۆژ، ڕه‌واقی دادڕاوه‌
له‌باله‌به‌ له‌ حیکمه‌ت، له‌ شه‌هدی ‌هه‌ڵکراوه‌
به‌ مه‌ی عه‌یان کراوه، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

14
به ‌داوودڵ که‌ سۆسن له‌ خونچه‌گوڵ یه‌ره‌ق بوو
به‌ هاتوچۆی سه‌ماوه‌‌، گوڵی وه‌ره‌ق وه‌ره‌ق بوو
شه‌قایقێکی شه‌ق بوو، شه‌قایقێ که‌ شه‌ق بوو
به‌ عاره‌قی عورووقی که‌ سه‌رخۆشی عه‌ره‌ق بوو
به‌ مه‌ی چ موسته‌حه‌ق بوو، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

15
شیفای جه‌راحه‌تی دڵ ته‌شی نه‌بوو که‌ ڕستی
شه‌سپه‌ڕی خاوی خۆی بوو، وا ده‌رپه‌ڕی له‌ ده‌ستی
هه‌تیوی که‌لله‌شه‌ق زوو، به‌ داوی حیله‌ به‌ستی
له‌ تاوی هاتوچۆدا، به‌ لێوی خونچه‌ گه‌ستی
به‌ ڕۆح و دڵ، به‌ قه‌ستی، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ

16
ده‌مێ له‌ بیره‌خه‌ودا جه‌ماڵی ویم به‌ دڵ دی
دوو چاوی مه‌ست و کاڵیم وه‌کوو غه‌زالی سڵ دی
ئه‌گه‌رچی نه‌وبه‌هاریم به‌ ڕه‌نگی باخی گوڵ دی
هه‌ناری نه‌وڕه‌سیده‌م شکاو و خاو و بڵ دی
گوڵم له‌ خاک و گڵ دی، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!


17
وتم: چبوو نه‌مامم! به‌ خاڵ و خه‌ت نه‌ماوی؟
وه‌کوو به‌هار و سونبول بڵاو و تێکشکاوی
وتی: گڵاو و پیس بووه‌، شکۆفه‌گوڵ، گوڵاوی!
به‌ گه‌ردیش و سه‌ماوه‌، ستاره‌یی سه‌ماوی
به‌سه‌رچوو چاووڕاوی، شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

18
مه‌که‌ن مه‌نعی "وه‌فایی" که‌ خاو و دڵ بڵاوه‌
به‌ داوودڵ، دڵی خۆی به‌ داوی زولفی داوه‌
سه‌رێکه‌ مه‌ستی نازه‌، دڵێکه‌ بۆی نه‌ماوه‌
دڵم حه‌قی به‌ ده‌سته،‌ فتوای سه‌رم دراوه‌
ئه‌ به‌م غه‌زاله ‌چاوه،‌ شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!


1
تا: 1) داو، هه‌ودا. تاڵ، تار، لۆ. 2) بار، لابار، تاینچه‌. 3) تایه‌، ته‌گه‌ر.
غه‌مزه‌: 1) ناز، کریشمه‌، حه‌ڕه‌که‌تی چاو و برۆ له‌ ڕووی نازه‌وه. 2) قه‌فچه‌ی ته‌شی.
سه‌ما: حه‌وا، عاسمان، ئاسمان.
ڕووبه‌ند: نوقاب، ڕووگره‌، ڕووپۆش.
ما‌هـ : مانگ، هه‌یو، هه‌یڤ.
نافه‌: 1) بژ و په‌رچه‌مۆکی گوڵان. 2) کیسه‌یه‌ک به بارستایی نارنجێک که‌ له‌ ژێر زگی ئاسکی(نێر) هه‌ڵکه‌وتووه‌ و خاوه‌نی درزێکه‌ که‌ ماکه‌یه‌کی قاوه‌یی ڕه‌نگی چه‌ور به‌ نێوی مسک یا موشک ده‌داته ‌ده‌ر که‌ بۆنێکی زۆر خۆش و عه‌تراوی هه‌یه‌. 3) نێوک، ناف، ناڤ، ناوکی زگ. 4) کاکڵ، نێوه‌ندی هه‌رشتێک.
به‌لادا: خواربووه‌وه‌، لاربووه‌وه‌، داچه‌ماوه‌.
ــ تاڵێک له‌ ڕیشه‌ی دڵی به‌ قه‌فچه‌ و نووکی ته‌شییه‌وه‌ کرد، یان به‌ غه‌مزه‌ی چاو بارێک ڕه‌گ و ڕیشه‌ی دڵانی بۆ لای خۆێ ڕاکێشا. به‌ واتایه‌کی تر، ئه‌و داو و هه‌ودایه‌ی که‌ شیرین ده‌یڕێسێ، تاڵێکه‌ له‌ ڕیشه‌ی دڵ.
ژنان که‌ ده‌ست به‌ ته‌شی ڕستن ده‌که‌ن، ده‌ستێک به‌ره‌و لای سه‌ر بۆ بادانی هه‌وداکه‌ هه‌ڵدێنن و ده‌ستێکیان له‌ خواره‌وه،‌ واته‌ له‌ لای ڕانیان، به‌ ته‌شییه‌که‌وه‌ ده‌گرن. هه‌روه‌ها، له‌ کاتی ته‌شی ڕستندا وا باوه‌ که‌ ‌ناڕاسته‌وخۆ هێندێک حه‌ڕه‌که‌ت و ئاکاری خۆنواندن، وه‌ک: ده‌ست به‌ که‌زیه‌دا هێنان، زولف بادان، ڕووبه‌ند لادان و ڕووسه‌ری چاکردن، وه‌به‌رچاو ده‌که‌ون. به‌ڵێ، له‌وکاته‌دا که‌ ده‌ستێکی به‌ره‌و ئاسمان هه‌ڵێناوه،‌ ڕووبه‌ندی له‌ سه‌ر ڕووخساری وه‌ک مانگی لاده‌دا و به‌م کاره‌ بژ و په‌رچه‌می گوڵی(که‌ هێمایه‌ بۆ قژ و زولفێک که‌ به‌ نافه‌ و مسک خۆشبۆن کراوه‌) ده‌رده‌که‌وێ و عه‌تر و عه‌بیری به‌ ده‌م بای سه‌باوه‌ بڵاو ده‌بێته‌وه‌. ئه‌و باڵابه‌رز و تاس و لووس و شلک و ناسکه‌ که‌ دوو زولفی خاوی خۆی باده‌دا و ده‌هۆنێته‌وه‌ و، وه‌ک لقی گوڵ داچه‌ماوه‌ته‌وه‌ و که‌مێک لاربووه‌ته‌وه‌،‌ شیرینه‌ که‌ ته‌شی ده‌ڕێسێ!

2
عیشوه‌: ناز، کریشمه.
عیزار: خه‌تی سه‌رلێو، ڕوومه‌ت، ڕوخسار.
هه‌وری به‌هاری: هێمایه‌ بۆ گه‌ردنی سپیلکه‌ و سینه‌ی لۆکه‌یی و مه‌مکی تورت.
به‌ردان: به‌ره‌ڵڵا کردن، ئازاد کردن، لێکه‌وتنه‌وه‌.
سه‌ڵا: بانگکردن، بانگهێشتن، هه‌را کردن، جاڕ دان.
ــ زولفی که‌ که‌وتووه‌ته‌ سه‌ر ده‌م و زار و ڕوخساری، به‌ ناز و کریشمه‌ لایده‌دا. دوگمه‌ی به‌رۆکیشی که‌ ده‌ترازێ، گه‌ردن و سینه‌ و مه‌مکۆڵه‌ی وه‌ک هه‌وری به‌هار که‌ سپیلکه‌ و لۆکه‌یین وه‌جووڵه‌ ده‌که‌ون. که‌ شه‌ویش به‌سه‌ر ده‌چێ و به‌یانی لێده‌که‌وێته‌وه‌ له ‌لایه‌ک گوڵ (که‌ ئاماژه‌یه‌ به‌ کوڵمه‌ و ڕوخسار) و، له ‌لایه‌ک وه‌نه‌وشه‌ (که‌ هێمایه‌ بۆ زولف و که‌زیه) داده‌بارێ و ده‌رده‌که‌وێ. له‌و کاته‌دا باخی گوڵ و هه‌نار(سینه‌ و مه‌مک)ی جاڕ له‌ عاشقان ده‌دا. عاله‌م هه‌موو چاوه‌ڕوانن که‌ شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

3
چه‌رخ: 1) سووڕان، ده‌ورلێدان. 2) گرده‌ڵ، گه‌ڕۆک، هه‌ر شت و ئامرازێک که‌ به‌ ده‌وری خۆیدا خول بخوا و بسووڕێ، یان بیسووڕێنن. 3) تا، تایه‌، تۆپ، ته‌گه‌ر. 4) چه‌غماغ، فه‌نده‌ک.
گه‌ردیش: گه‌ڕان، سووڕان، خولانه‌وه‌.
هه‌ودا: تا، تاڵ، تار، داو، لۆ.
خورشید: خۆر، هه‌تاو، ڕۆژ.
نه‌سرین: گوڵێکی زه‌رد و سپیی خۆڕسته‌.
‌سه‌ما: ڕه‌قس، هه‌ڵپه‌ڕین، هه‌ڵبه‌زدابه‌ز، به‌ ده‌وری خۆ خولانه‌وه‌، له‌ش جووڵاندن.
زوزه‌نه‌ب: خاوه‌ن که‌لک، کلکدار، ئه‌ستێره‌یه‌کی کلکداره(ئه‌و نوور و ڕووناکییه‌ی لێی ده‌بریسکێته‌وه‌ وه‌ک کلک وایه‌).
که‌فولخه‌زیب: ده‌سته‌واژه‌یه‌کی لێکدراوی عه‌ره‌بییه‌، واته‌ ده‌ست و په‌نجه‌ی خه‌نه‌ لێدراو‌.
که‌ف: به‌ری ده‌ست، په‌نجه‌.
خه‌زیب: سووراو، خه‌نه‌، وه‌سمه‌، ڕه‌نگ.
مه‌دارات: کۆی مه‌دار، هێڵیکی گریمانه‌یی و فه‌رزییه‌ که‌ هه‌سار(گه‌ڕۆک)ه‌کان له‌ سووڕان و خولانه‌وه‌ی خۆیاندا به‌ ده‌وری خۆردا تێپه‌ڕی ده‌که‌ن. هه‌ر کام له‌و جه‌غز و هێڵانه‌ی که‌ ده‌گه‌ڵ هێڵی ئیستیوا(نێوقه‌د)ی گۆی زه‌وی ڕێکه‌وڕاست هه‌ڵکه‌وتبن مه‌داراتیان پێ ده‌گوترێ.
شه‌فه‌ق: شه‌به‌ق، سوورایی ئاسۆ له‌ دوای خۆر ئاوابووندا.
عه‌قدی په‌روین: شه‌ش ئه‌ستێره‌ی چکۆڵه‌ن که‌ له‌ ئاسماندا وه‌ک گه‌ردنبه‌ند یا ڕشته‌ی مرواری یان هێشوو ترێ دێنه ‌به‌ر چاو.
سێحر: جادوو، ته‌لێسم، کاری سه‌یروسه‌مه‌ره‌.
[شیاوی سه‌رنجه‌، ئه‌و خورییه‌ی که‌ شیرین ڕستوویه‌تی، ڕه‌نگی سپی بووه‌ و هه‌ر بۆیه‌شه‌ وه‌فایی به‌ خه‌یاڵ له‌ زۆر ماکه‌ و که‌ره‌سه‌ و دیارده(ڕه‌نگ، گوڵ، وێنه‌، جووڵه‌...) ‌ی جۆراوجۆری سروشتی، زه‌وینی و ئاسمانی(سه‌ماوی) ئاماڵ سپی ڕه‌نگ، بۆ ده‌ربڕین و نواندنی ئیماژ و وێنه‌ شێعرییه‌کان که‌ڵکی وه‌رگرتووه].
ــ وه‌ختایه‌ک ته‌شی به‌ ده‌ستی جوانی وی ده‌که‌وێته‌ خولخواردن. ئه‌و ڕووهه‌تاوه‌ که‌ سینگی وه‌ک گوڵی نه‌سرین زه‌رد و سپییه‌، هه‌وداکه‌ی به‌ لێو ته‌ڕ ده‌کا و بای ده‌دا(‌ئه‌وانه‌ی ته‌شی ده‌ڕێسن، ده‌ستیان بۆ ته‌ڕ کردنی هه‌وداکه‌ له‌ لێو ده‌خشێنن یا هه‌وداکه‌ی به‌ لێو ته‌ڕ ده‌که‌ن).
وه‌ک له‌ سه‌ره‌وه‌ گوترا، وه‌فایی، لێره‌دا، ته‌شییه‌که و گڵۆڵه‌ ڕستڕاوه‌که‌ی به‌ ئه‌ستێره‌ی کلداری"زوزه‌نه‌ب" چوواندووه‌ که‌ وه‌ختایه‌ک به‌ ده‌ستی خه‌نه‌لێدراوی دڵگری شیرین خولده‌خوا و ده‌سووڕێ، وه‌ک ئه‌وه‌ وایه‌ که‌ ئه‌ستێره‌ی"زوزه‌نه‌ب"ی له‌ ئاسماندا وه‌سه‌ما خستبێ‌. ‌په‌نجه‌ی ئاماڵ سوور و خه‌نه‌لێدراوی شیرین وه‌ک شه‌به‌ق که‌ خه‌تی مه‌داراتیان لێ تیشکدراوه‌ته‌وه‌ ده‌وه‌ره‌ی"عه‌قدی په‌روین"یان داوه‌. به‌ واتایه‌کی تر، بریسکانه‌وه‌ و تیشکدانه‌وه‌ی ده‌ست و په‌نجه‌ی خه‌نه‌لێدراوی شیرین، له‌ ده‌ورانده‌وری ئه‌و کۆمه‌ڵه‌ئه‌ستێره‌یه‌ گه‌لێک هێڵی شه‌به‌قیی وه‌ک خه‌تی مه‌دارات دروست کردووه‌. دیاره‌ ئه‌و کاره‌ بۆ دڵ و دین وه‌ک سێحر و جادوو دێته ‌به‌ر چاو، که‌ شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

4
له‌بان: کۆی له‌ب، لێو، ده‌م.
ئاره‌ق: 1) عاره‌ق، عاره‌قه‌، خوناوی سه‌ر لێو و گۆنا، شله‌مه‌نی تکاو، ته‌ڕایی له‌ له‌ش ده‌ڵاو. 2) عاره‌ق، مه‌ی، شه‌ڕاب، باده‌.
به ‌یاری: یاری کردن، گه‌مه ‌کردن، ڕابواردن.
ته‌لێسم: سێحر، جادوو، کاری سه‌یروسه‌مه‌ره‌.
سێحرکاری: کاری سێحراوی.
سه‌رو: دارێکی باڵابه‌رزی که‌لله‌قه‌ندیی گه‌ڵا نووک تیژی خۆشبۆیه‌.
جۆیبار: جۆگه‌له ‌ئاو، جۆبار، ڕۆبار، چۆم.
ــ کاتێ وه‌پێکه‌نین که‌وت، تک تک خوناو و ئاره‌قه‌ له‌ سه‌ر لێوه‌کانی ده‌هاته ‌خوار. پێش ئه‌وه‌ی پێبکه‌نێ لێوی وه‌ک خونچه‌ وابوو، که‌ وه‌پێکه‌نین که‌وت، ده‌می وه‌ک گوڵ، گوڵاوی لێ ده‌تکاوه‌.
له‌و حاڵه‌ته‌دا، پێمگوت مادام تۆ ئاوا خوناوه‌ و گوڵاوت لێ ده‌تکێته‌وه‌، بۆ کایه‌ و گه‌مه‌ش بێ، وه‌ره‌ سه‌ر ئه‌و دوو چاوه‌ی من(که‌ جۆگه‌له‌‌ی فرمێسکیان له‌ به‌ر ده‌ڕوا‌)، تا به‌ چاوی من‌ ئه‌و ته‌لێسم و سێحرکارییه‌ ببیندرێ که‌ تۆ سه‌روی سه‌ر ڕۆبار و جۆباری.

5
خه‌تا: 1) نافه‌ی خه‌تا. 2) خه‌ڵکی خه‌تا، هه‌رێمێک له‌ چینی باکووری که‌ نافه‌ی بۆنخۆش و به‌نێوبانگی لێ به‌رهه‌م دێ. 3) جۆرێک نه‌خش و کر و ڕازاندنه‌وه‌ له فەڕش و مافووره‌دا.
خه‌رام: لاروله‌نجه‌، خۆله‌نگاندن، به ‌ناز ڕۆیشتن.
تاووس: باڵنده‌یه‌کی جوانی ڕه‌نگاوڕه‌نگی کلک درێژه‌.
سپێده‌: کازێوه‌، به‌ره‌به‌یان.
یاسه‌مین: گوڵێکی جوانی بۆنخۆشی سپییه،‌ که‌ له‌ عه‌ترسازی و ڕه‌نگڕشتندا که‌ڵکی لێوه‌رده‌گیرێ.
فه‌نا: نه‌مان، له ‌به‌ین چوون، له‌نێوچوون، مەفح بوونه‌وه‌، به‌تڵان.
به‌قا: مان، مانه‌وه‌، زیندوو، درێژه‌دان به‌ ژیان.
ئافه‌ت: به‌ڵا،، نه‌خۆشی، زه‌ره‌ر.
ــ وه‌ختایه‌ک زولفی که‌وته‌ سه‌ر ڕوو، هه‌رچی نافه‌ی خه‌تا بوو له‌ چینێکی زولفیدا کۆ کرده‌وه‌. به‌ژنی دڵگری وه‌ک تاووس خسته‌ لاروله‌نجه‌. له‌ کاتی خۆله‌نگاندندا، سینه‌ی که‌ وه‌ک باخی یاسه‌مین وابوو، سپێده‌ی به‌یانی لێ ده‌رکه‌وت. ده‌م و زاری زۆر چکۆڵه‌ی که‌ پێشتر ده‌تگوت خاڵێکی له‌نێوچووی به‌ره‌و نه‌مانه‌، ئه‌وا له‌ کاتی پێکه‌نیندا ده‌رکه‌وتۆته‌وه ‌و زیندووکه‌ره‌وه‌ی دڵانه‌. هه‌ڵبه‌ت ئه‌و حا‌ڵه‌ته‌، مایه‌ی سه‌دان زه‌ره‌ر و ئافه‌ته‌ بۆ دین و خاوه‌ن دینان، که‌ شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

6
گه‌ردیش: گه‌ڕان، سووڕان، ده‌ورلێدان، خوڵانه‌وه‌.
قوتب: 1) ته‌وه‌ره‌، ئاسنێک که‌ له‌ به‌رداشی خوار‌وو‌ی ئاشیدا دابه‌ستراوه‌ و به‌رداشی سه‌رووی له‌ سه‌ر ده‌گه‌ڕێ. 2) جه‌مسه‌ری نێوه‌ندی سه‌روخواری هه‌ر گۆیه‌ک و شتێک که‌ به‌ ده‌وری خۆیدا بسووڕێ. 3) جه‌مسه‌ری باکوور و باشووری گۆی زه‌وی.
چه‌رخ: 1) سووڕان، ده‌ورلێدان. 2) گرده‌ڵ، گه‌ڕۆک، هه‌ر شت و ئامرازێک که‌ به‌ ده‌وری خۆیدا خولبخوا و بسووڕێ، یان بیسووڕێنن. 3) تا، تایه‌، تۆپ، ته‌گه‌ر. 4) چه‌غماغ، فه‌نده‌ک.
مه‌جه‌ڕڕه‌: کاکێشان(گالاکسیgalaxy).
زوهره‌: ناهید(ڤێنووس) دووهه‌مین هه‌ساره(گه‌ڕۆک)‌ی کۆره‌گه‌ی هه‌تاوی که‌ له‌ نیزیک گۆی زه‌وی هه‌ڵکه‌وتووه‌.
به‌ند: ڕسته‌، که‌مه‌ربه‌ند.
قه‌وس: 1) که‌وان، هێڵی وێکهاتوو، خه‌تی خوار و پشتکووڕ. 2) به‌شیکی دابڕاو له‌ جه‌غز و بازنه‌ و دایره‌.
ــ نووک و قه‌فچه‌ی ته‌شی وه‌ک جه‌مسه‌ری چه‌رخ و گرده‌ڵێکه‌ که‌ خول ده‌خوا و ده‌سووڕێ. ئه‌و ماشه‌ره‌ خورییه‌ی‌ وه‌ک کاکێشان وایه‌ به‌ هۆی هه‌ودایه‌ک به‌و چه‌رخه (ته‌شییه‌) به‌ستراوه‌ته‌وه‌ که‌ له‌و نێوه‌دا ده‌خولێته‌وه‌. به‌ واتایه‌کی تر، ئه‌و ته‌شییه‌ وه‌ک چه‌رخێکی نووکدار و خاوه‌ن جه‌مسه‌ر، ته‌واوی ئاسمان و کاکێشانی به‌ هه‌ودایه‌ک به‌ستۆته‌وه‌. وه‌ له‌م کاینات و کاکێشانه‌دا، شیرین وه‌ک ئه‌ستێره‌ی زوهره‌ وایه‌ و، ده‌ستیشی چه‌شنی که‌مه‌ربه‌ندێکی زێوینی که‌وانی دێته‌ به‌ر چاو. شیرین، که‌ به‌ پێوه‌ ڕاوه‌ستاوه‌ و خه‌ریکی ته‌شی ڕستنه‌، دڵۆپ دڵۆپ ئاره‌قه‌ وه‌ک کۆمه‌ڵێک ئه‌ستێره‌ که‌ ڕووی مانگیان داگرتبێ ده‌تكێنه‌ سه‌ر گۆنا و ڕوومه‌تی.

7
یه‌خه‌: ئێخه، به‌رۆک، پێسیر‌.
کووچه‌باغی سێوان: 1) ڕێڕه‌و و جاده‌یه‌ک که‌ ئه‌ملاوئه‌ولای داره‌سێو بێ. 2) نێوان سینگ و مه‌مان، خه‌تی نێوان مه‌مکۆڵان.
پڕژاندن: بڵاوکردنه‌وه‌، په‌رێشان کردن.
شه‌مس: خۆر، هه‌تاو، ڕۆژ.
قه‌مه‌ر: مانگ، هه‌یو، هه‌یڤ.
نوێژی شێوان: وه‌ختی تاوپه‌ڕین، کاتی خواردنی ژه‌می شه‌و.
وه‌کێوان که‌وتن: ئاواره‌، سه‌رگه‌ردان، شێت بوون، عه‌وداڵ بوون.
قووت: زه‌واد، بژیو، خۆراک.
خه‌زان: گه‌ڵاڕێزان، پاییز، خه‌زه‌ڵوه‌ر.
ــ کاتێک یه‌خه‌ی کراسه‌که‌ی ترازا و، به‌مه‌ش هه‌ردووک لێوی وه‌ک گوڵ پشکووتن، گوڵ و شه‌کر له‌ نێوان سینگ و مه‌مکۆڵان که‌ وه‌ک باخی سێوان وابوون، دابارین. هه‌ر که‌ زولفیشی له‌ سه‌ر ڕوو لادا گۆنا و کۆڵمه‌ی ده‌رکه‌وتن(که‌ هێمایه‌ بۆ خۆرده‌رکه‌وتن و ڕۆژبوونه‌وه‌)، ئه‌وسا، خۆر و مانگی سروشت لای ئێواره‌ که‌ ده‌یانزانی له‌ ئاست شۆقی ڕوومه‌تی وی خۆ ڕاناگرن له‌ داخان خۆیان شارده‌وه‌ و پۆلی عاشقانیش که‌ ئه‌مه‌یان دی وه‌ک شێتان سه‌ری خۆیان هه‌ڵگرت و وه‌کێوان که‌وتن.

8
به‌ دولبه‌ری: به‌ دڵڕفێنیی، به ‌ناز و عیشوه‌، به‌ ته‌ڕده‌ستی.
تا: 1) داو، هه‌ودا. تاڵ، تار، لۆ. 2) بار، لابار، تاینچه‌. 3) تایه‌، تۆپ، ته‌گه‌ر.
عه‌یان: ئاشکرا، وه‌ڕوو، به‌رمه‌لا.
په‌نجه‌ی ڕۆژ: په‌نجه‌ی خۆر، ده‌ستی هه‌تاو.
ئیستیوا(استواء ــ سوی): 1) به‌رابه‌ر، وه‌ک یه‌ک. 2) هێڵی نێوه‌ندی یا خه‌تی نێوقه‌دی گۆی زه‌وی که‌ ساڵێ دوو جار نوور و تیشکی خۆر به‌ سه‌ر ئه‌و هێڵه‌دا شاقۆڵ ده‌بێ و له‌و کاته‌دا شه‌و و ڕۆژ به‌رابه‌ر ده‌بن، ئه‌و هێڵه‌ گۆی زه‌وی به‌ دوو که‌رتی باکووری و باشووری دابه‌ش ده‌کا.
زه‌نه‌ب: کلک، ئه‌ستێره‌ی کلکدار.
سوبح: به‌یان، کاتی ڕۆژهه‌ڵاتن.
سادق: بەڕاست، ڕاستی، وابوو.
حیڕه‌ت: سه‌یر، سه‌یر پێ هاتن‌، سه‌رسووڕمان.
ماسیوا(ما سواء): گه‌ردوون، هه‌رچی هه‌یه‌ و نییه‌.
ــ که‌ به‌ناز و عێشوه‌ ده‌ستی به‌ هه‌وداکه‌دا هێنا و، ته‌شییه‌که‌ی له‌ سه‌ر ڕانی ساف و سمتی لووسی خۆی وه‌گه‌ڕ خست، شوێنی ده‌سکی ته‌شییه‌که‌ وه‌ک هێڵی ئیستیوا که‌ به‌ هۆی په‌نجه‌ی وه‌ک تێشکی خۆر، خڕایی سمت و ڕانی کردبێته‌ دوو که‌رت و هێڵه‌که‌ی به‌ عه‌یان ده‌رکه‌وتبێ، ده‌هاته ‌به‌ر چاو(ده‌ستی ــ خه‌نه‌لێدراوی ــ شیرین به‌ په‌نجه‌ی ڕۆژ چوێندراوه‌ و شوێنی ده‌سکی ته‌شییه‌که‌ به‌ خه‌تی ئیستیوا و، ڕانیشی به‌ گۆ و خڕایی). له‌و حاڵه‌ته‌دا(که‌ په‌نجه‌ی وه‌ک ڕۆژ، سمت و ڕانی چه‌شنی به‌یانی سادق ڕووناک کردبێ)، ماسیوا و گه‌ردوونیش سه‌ری له‌ ته‌شی ڕستنی شیرین سووڕ ده‌مێنێ که‌ به‌ به‌یانی ڕاسته‌قینه‌، ئه‌ستێره‌ی زه‌نه‌ب(ته‌شی) له‌ نێو ئاسمان(ڕانی ساف و لووس)دا ده‌رکه‌وتبێ!

9
سم: جگۆک، سه‌رپه‌لی قاچی ئاژه‌ڵ و وڵاخی به‌رزه‌.
غه‌زال: خه‌زاڵ، ئاسک.
چین: وڵاتی چین(دوو هه‌رێمی خه‌تا و خوته‌ن مسک و نافه‌یان به‌نێوبانگه‌).
نافه‌: 1) نێوک، ناف، ناڤ، ناوکی زگ. 2) بژ و په‌رچه‌مۆکی گوڵان 3) کیسه‌یه‌ک به بارستایی نارنجێک که‌ له‌ ژێر زگی ئاسکی(نێر) ی خوته‌ندا هه‌ڵکه‌وتووه‌ و خاوه‌نی درزێکه‌ که‌ ماکه‌یه‌کی قاوه‌یی ڕه‌نگی چه‌ور به‌ نێوی مسک یا موشک ده‌داته ‌ده‌ر که‌ بۆنێکی زۆر خۆش و عه‌تراوی هه‌یه‌.) 4) کاکڵ، نێوه‌ندی هه‌ر شتێک.
ــ ده‌رکه‌وتنی سمی ئاسکۆڵه‌ی خوته‌ن(چین) له‌ نێو نێوکیدا، هه‌روه‌ک نیوه‌شه‌و وایه‌ که‌ سپێده‌ی به‌یانی لێ که‌وتبێته‌وه‌ و وڵاتی ڕووناک کردبێته‌وه‌. وه‌ک ئاشکرایه‌ خاڵه‌ گۆشتنه‌ ڕه‌شه ‌گچکه‌که‌ که‌ چه‌شنی‌ سمی ئاسک ڕه‌نگی ڕه‌شه‌، به‌ نیوه‌شه‌و چوێندراوه‌ و ده‌وروبه‌ری ئه‌و خاڵه‌ش واته‌ نێوک و زگ که‌ سپییه،‌ به‌ سپێده‌ی به‌یان.
هه‌م به‌ژن و باڵای ده‌ڵیی گوڵه‌ و هه‌م ده‌م و لێوی. مه‌مکه‌کانیشی که‌ قووت و خۆراکی ڕووح و زیندووکه‌ره‌وه‌ی گیانن. له‌ باغی به‌روسینه‌ی وه‌ک یاسه‌مینیدا چه‌شنی دوو شکۆفه‌ گوڵ دێنه ‌به‌ر چاو که‌ هه‌میشه‌ شلک و ته‌ڕ و تازه‌ن و ڕه‌نگی خه‌زه‌ڵ به‌ خۆوه‌ نابینن(شیرینێکی که‌ وه‌ک به‌هاری بێ پاییز وایه‌).

10
پایبووسی: پێ ماچکردن، کڕنۆش بردن، پاڕانه‌وه‌.
ئابنووس: دارێکی ڕه‌شی گه‌ڵاپه‌پووله‌یی بۆنخۆشه‌.
چاپلووسی: لامه‌لامه‌کردن، مه‌رایی، زمانلووسی، خۆ چکۆڵه ‌کردنه‌وه.
به‌یاز: 1) سپی، لاپه‌ڕه‌ و کاغه‌زی سپی. 2) ده‌فته‌ری شێعر و دیوان.
بان: له ‌سه‌ر‌، سه‌روو، لای سه‌رێ.
مه‌هتاب: تریفه‌، نووری مانگ، گرشه‌ی مانگ.
ــ له‌و کاته‌دا که‌ ته‌شییه‌که‌ی به‌ سه‌ر ڕانی ساف و لووسیدا ده‌گێڕا و ده‌یسووڕاند، دوو زولفی ڕه‌شی وه‌ک ئابنووسی ده‌خرانه‌ ژێرپێی(له‌به‌ر درێژیی) و، ئه‌ستێره‌ی زه‌نه‌ب(ته‌شی‌)یش که‌ له‌ کاتی مانگه‌شه‌ودا لامه‌لامه‌ی بۆ ده‌کرد و کڕنۆشی بۆ ده‌برد(ته‌شی به‌ زه‌نه‌ب و ڕان به‌ مانگه‌شه‌و چوێندراوه‌)، له‌سه‌ر ملی سپی و گه‌ردنی بێگه‌ردیدا به‌ خه‌تی خۆش بنووسێ: مانگ ده‌بێ بۆ پێ ماچکردن بێته‌ خزمه‌تی، واته‌ مانگ و تریفه‌ی مانگ له‌ چاو جوانی و ڕوخساری شیرین شتێکی ئه‌وتۆ به‌ حیساب نایه‌ن.
سه‌رنج: زۆرجار، واهه‌ڵده‌که‌وێ که‌ ته‌شیڕێس، به‌ نووکی ده‌سکه‌ته‌شییه‌که‌ی شوێنێکی له‌شی ده‌خورێنێ، بۆیه‌ من وای بۆده‌چم که‌ مه‌به‌ستی وه‌فایی له‌م تاکه‌دا ئه‌وه‌ بووبێ‌ که‌ شیرین به‌ ته‌شییه‌که‌ی ملی خۆی خوراندووه‌ و، شوێنه‌که‌ی له‌ سه‌ر ملی ساف و سپی، وه‌ک ئه‌و ده‌سته‌واژه‌یه‌ی: "مه‌هتابه‌ پایبووسی" مابێته‌وه‌.

11
چین به‌ چین: ئه‌ملاوئه‌ولا پێکردنی قژ، ده‌ست به‌ زولف و که‌زیه‌دا هێنان. خه‌ت تێخستنی قژ و پرچ.
لق: لک، چڵ، چڵووک، شاخه‌، په‌لی دار.
دڵگوشا: دڵگر، دڵخۆشکه‌ر، شادیهێن.
خه‌نده‌: بزه‌، پێکه‌نین.
شه‌وق: زه‌وق، خۆشی، له‌زه‌ت، مه‌یل، نه‌شه‌(نه‌شئه‌).
نه‌شئه‌: شه‌وق، خۆشی، شادی، سه‌رمه‌ستی.
نوکته‌: قسه‌ی نه‌سته‌ق‌، وته‌، گوته‌، مه‌ته‌ڵ، نموونه‌.
هه‌وا: 1) ئاهه‌نگ، به‌زم، قام. 2) هه‌وه‌س، تاسه‌، ئاره‌زوو، مه‌یل. 3) فیز، ده‌عیه‌.4) حه‌وا، بڵیندایی سه‌ره‌وه‌ی‌ زه‌وی، عاسمان.
ئیشاڕه‌: ده‌ستڕاداشتن، هێما، ئاماژه‌.
سه‌رو: دارێکی باڵابه‌رزی که‌لله‌قه‌ندیی گه‌ڵا نووک تیژی خۆشبۆیه‌.
ــ دوو زولفی خۆی وا ئاڵقه‌ئالقه‌ کردبوو ده‌تگوت پڕن له‌ نافه‌ی خه‌تا و خوته‌ن. هه‌ردووک مه‌مه‌کانیشی ده‌تگوت جووتێک هه‌ناری دڵگر و دڵگوشان که‌ له‌ سه‌ر چڵووکی دار(به‌ژن و باڵا) ده‌له‌رێنه‌وه‌.
به‌ پێکه‌نینه‌وه‌ سووڕێکی به‌ جووته‌ مه‌مانی دا و، گه‌یاندی كه‌ نه‌شه‌ و زه‌وق و خۆشی ئه‌وه‌یه‌ و ئاوایه‌... به‌ نوکته‌ و نموونه‌ش وای نیشان دام که‌ سه‌ما و هه‌ڵپه‌ڕینی له‌خۆڕا نییه‌ و له سه‌ر ئاهه‌نگ و هه‌وایه‌ک ده‌ڕوا‌، هه‌موو ئاماژه‌ و هێما و مه‌به‌ستیش هه‌ر ‌وایه‌... ‌شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

12
شکۆفه‌: 1) زێ، عه‌وره‌تی ژن. 2) چه‌که‌ره‌ی گوڵی دار، گوڵووکی ده‌رخت که‌ تازه‌ پشکووتبێ.
حوباب: پۆرگ، گوپ، بڵق، بلۆق.
بلور: شووشه‌ڵه‌، کریستاڵ، شتی بریقه‌دار.
خودنوما: خۆدیاریده‌ر، خۆنوێن، ساف و ڕوون.
جورم: 1) داڕووشاندن، خه‌ت تێخستن. 2) تاوان، سووچ، هه‌ڵه‌.
درز: کون، قه‌ڵشت، که‌لێن، که‌له‌به‌ر.
ــ سه‌رنج: وه‌فایی له‌ سه‌رجه‌می پارچه‌ شێعره‌که‌دا، بۆ وه‌سفی شیرین( و ته‌شی) و به‌تایبه‌ت ئه‌ندامه‌کانی له‌شی، ورده‌کاریی و ناسکخه‌یاڵییه‌کی له‌ ڕاده‌به‌ده‌ری ده‌کارهێناوه‌ که‌ له‌ زۆر جێگادا مانا نهێنی و مه‌به‌سته‌ شاراوه‌کان به‌ سانایی خۆ به‌ده‌سته‌وه‌ ناده‌ن. هه‌ڵبه‌ت‌ به‌ پێچه‌وانه‌ی بۆچوونی ئه‌و که‌سانه‌ی که‌ به‌ "ئه‌ده‌بی ڕووهه‌ڵماڵراوی" له ‌قه‌ڵه‌م ده‌ده‌ن، هه‌ر دێڕێکی بنواڕی تک تک خوناوه‌ی ئه‌ده‌ب و نه‌زاکه‌تی لێ ده‌تکێته‌وه‌. هه‌ر بۆیه‌شه‌ سه‌ره‌ڕای کوڕگه‌ل و پیاوان، ڕووی مه‌جلیسی بۆ نێو ژنان و کیژۆڵانێش هه‌یه‌. دیاره‌، یه‌کێک له‌ به‌رچاوترینی ئه‌و ورده‌کارییانه‌، پێهه‌ڵاگوتنی یه‌ک له‌دوای یه‌کی ئه‌ندامه‌کانی له‌شی شیرینه‌ تا ده‌گاته‌ وه‌سفی شکۆفه‌(زێ) و، پاشان خه‌یاڵاندن و نواندنی ئه‌و دۆخی هه‌وا و هه‌وه‌س و حاڵه‌ته‌ هه‌ناوییه‌ی که‌ شیرین له‌ عه‌ینی ته‌شی ڕستندا به ‌سه‌ری دێ. دیسان لێره‌شدا، به‌ پێچه‌وانه‌ی بۆچوونی زۆر که‌سان، وه‌فایی ته‌نیا وه‌سفی دۆخ و حاڵه‌تێکی تایبه‌تی ده‌کا، نه‌ک ئه‌وه‌ی که‌ خۆی هه‌مبه‌ر و لایه‌نی تێوه‌ردراو له‌ کاره ‌نه‌کراوه‌که(شه‌وق و نه‌شه‌) بێ. ئه‌گه‌ر سه‌رنجێکی ورد ـ ئه‌ویش به‌ خویندنەو‌ه‌ی دروست و یه‌ک له‌ دوای یه‌ک ــ ی شێعره‌کان بدرێ، ئه‌وه‌مان بۆ ده‌رده‌که‌وێ که‌ هه‌مبه‌ر و ئه‌نجامده‌ری خه‌یاڵیی شیرین ته‌نیا ته‌شییه‌که‌یه‌تی و به‌س.
وه‌فایی له‌و پێنج‌خشته‌کییه‌دا دێته ‌سه‌ر ئه‌سڵی مه‌به‌ست و، ئه‌و نوکته‌یه‌ی که‌ شیرین ئاماژه‌ی پێ کردبوو، ده‌یخاته ‌ڕوو و ده‌ڵێ:
ــ شکۆفه‌(دوای ئه‌و ئاماژه‌ و ئیشاڕانه‌) وا قیت بووبۆوه‌ ده‌تگوت حوبابێکه‌ له‌ زێڕوزێو هه‌‌ڵدراوه ‌و، ناوه‌که‌شی ئاوی که‌وسه‌ری به‌هه‌‌شتی تێکراوه‌. ئه‌وه‌نده‌ خڕ و جوان و ناسکه‌، ده‌ڵێی بلورێکی خۆنوێنی بریقه‌داره‌. هه‌روه‌ها ده‌ڵێی به‌ هۆی نووکی ده‌رزی، له‌ نیوه‌ی ڕا قه‌ڵشیوه‌ و خه‌تی تێکه‌وتووه‌. ئاشکراشه‌، سه‌روی باڵا هه‌ر ده‌بێ وا بێ، که‌ شیرین ته‌شی ده‌ڕێسێ!

13
قوتوو: قودوو، سندوقچه، مجری‌.
لوئالی(کۆی لوءلوء): دوڕ، مرواری، جه‌واهیرات.
له‌باله‌ب: مه‌لاومه‌ل، پڕاوپڕ.
شه‌هد: شیره‌، شیله‌، هه‌نگوین.
هه‌ڵکراو: داوتێچنراو، گڵۆڵه ‌کراو، هه‌ڵوێزنراو.
نه‌زاکه‌ت: به‌کاوه‌خۆ، ناسکی، مێهره‌بانی، له‌تافه‌ت، ئاکاری باش.
ڕه‌واق (راوق): 1) ڕاوه‌ک، پاڵوێنه‌، تووره‌که‌. 2) په‌رده‌ی ته‌نکی هه‌ڵاوه‌سراو له‌ سه‌ر ده‌رگا. 3) هه‌یوان.
ــ وه‌ک قودووی دوڕ و مه‌رجان و مجری جه‌واهیرات وایه‌، ئه‌و قودووه‌ به‌ شێوه‌ی کونی ده‌رزی له‌ خۆڕا درزی تێکه‌وتووه‌. هه‌روه‌ها ده‌ڵێی، تووره‌که‌ و ڕاوه‌کێکی دادڕاوه‌ که‌ نووری ڕۆژ به‌ کاوه‌خۆ لێیدابێ(مووی به‌رگه‌ده‌ به‌ ڕاوه‌کی دادڕاو ته‌شبی کراوه‌). به‌ واتایه‌کی تر، ئه‌و موویانه‌ وه‌ک په‌رده‌یه‌کی کونکون و ته‌نک که‌ بۆ نه‌زاکه‌تی خۆر هه‌ڵاوه‌سرابێ، وان. ئه‌و شته‌ پڕه‌ له‌ حیکمه‌ت و زانیاری که‌ هه‌م ده‌ شه‌هد و هه‌نگویندا هه‌ڵکێشراوه و هه‌میش به‌ مه‌ی و شه‌ڕاب مه‌لاومه‌ل کراوه‌.

14
به ‌داوودڵ: به‌ تامه‌زرۆیی، به ‌ئیشتیا، له‌ ناخی دڵه‌وه، هه‌م به‌ داو و هه‌م به‌ دڵ.
سۆسن: سوێسن، گوڵێکی گه‌ڵادرشتی ڕه‌نگ جۆراوجۆری وه‌رزییه‌. لێره‌دا ته‌شی به‌ سۆسن شوبهێندراوه‌ و کینایه‌یه‌ له‌ ئامرازی زاوزێی پیاو.
خونچه‌گوڵ: گوڵخونچه‌، تازه‌گوڵ، گوڵی نه‌پشکووتوو، لێره‌دا کینایه‌یه‌ له‌ ئامرازی زاوزێی ژن(شیرین).
یه‌ره‌ق: 1) ئێره‌ق، جووتبوون، ڕه‌پکردن. 2) ئامرازی زاوزێی ئه‌سپ و یه‌کسمی گۆڵ. 3) لێهاتن(سواربوون)ی یه‌کسمی گۆڵ له‌ دێڵ 4) تۆپی ئاش. 5) ئامرازی جووت و نیروئاموور.
وه‌ره‌ق وه‌ره‌ق: په‌ڕپه‌ڕ، هه‌ڵوه‌ریو، پڕش و بڵاو.
شه‌قایق: گوڵاڵه‌، گوڵاله‌سووره‌، گوڵێکی سووری خۆڕستی لاسک سه‌وزی درێژی به‌هارییه‌ که‌ نێوه‌که‌ی خاڵێکی ڕه‌شی تێدایه‌.
شه‌ق: 1) شلک، ته‌ڕوتازه‌، تورت، ده‌ست لێنه‌دراو، ده‌ق نه‌شکاو. 2) له‌ت، درز، که‌لێن، قه‌ڵش، داڕوشاو. 3) پێلاقه‌، شه‌پ.
عاره‌ق: 1) ئاره‌ق، ئاره‌قه‌، خوناوی سه‌ر لێو و گۆنا، شله‌مه‌نی تکاو، ته‌ڕایی له‌ له‌ش ده‌ڵاو. 2) ئاره‌ق، مه‌ی، شه‌ڕاب، باده‌.
عرووق(عروق، کۆی عرق ــ عیرق): 1) ڕه‌گ و ڕیشه‌، ڕیشاڵ. 2) مووڕه‌گی نێو زگ. 3) ورده‌ ڕه‌گی نێو زێ.
عه‌ره‌ق: 1) ئاوی سه‌رخۆشکه‌ر، عاره‌ق، مه‌ی، شه‌ڕاب، باده‌. 2) هه‌ر عه‌ترێک یا ئاوێک یان شله‌مه‌نییه‌ک که‌ به‌ شێوه‌ی کوڵاندن و داچۆڕاندن له‌ گرتنی شیره‌ و شیله و ته‌ڕه‌مه‌نی میوه‌جات و گوڵ و گیای بۆنخۆش به ‌ده‌ست بێ.
مه‌ی: ئاوی سه‌رخۆشکه‌ر، عاره‌ق، ئاره‌ق، شه‌ڕاب، باده.
موسته‌حه‌ق: حه‌وجێ، پێویست، شیاو.
ــ وه‌ختایه‌ک گوڵی سوێسن(مه‌به‌ست ته‌شییه‌) به‌گیان و دڵ ــ به‌و په‌ڕی تامه‌زرۆیی ــ سواری خونچه‌گوڵ بوو (ده‌گه‌ڵی جووت بوو)، به ‌واتایه‌کی تر کاتێک ته‌شییه‌که‌ ڕه‌ به‌ده‌نی ده‌خشا... له‌به‌ر جووڵه‌جووڵ و سووڕان و سه‌ماکردن، گوڵه‌کانی په‌ڕپه‌ر ده‌بوون... گوڵاڵه‌سووره‌یه‌کی که‌ تا ئه‌و‌ده‌می شه‌ق و ده‌ق نه‌شکاو و ده‌ست لێنه‌دراو بوو، ئێستا داقڵیشاو و له‌تله‌ت و شه‌ق کراوه‌... هه‌ر ئه‌و گوڵاڵه‌سووره‌یه‌ که‌ به‌ عه‌ره‌ق و ته‌ڕایی ناوه‌وه‌ی خۆی مه‌ست و سه‌رخۆش ده‌بوو، چ حه‌وجێی به‌ مه‌ی و ئاره‌ق(ئاوهاتنه‌وه‌) هه‌بوو.

15
شیفا: شه‌فا، ده‌وا و ده‌رمان، چاکبوونه‌وه‌ له‌ نه‌خۆشی، سڵامه‌تی.
جه‌ڕاحه‌ت: برین، زام، گرێوگۆڵ.
شه‌سپه‌ڕ(شه‌ستپه‌ڕ): گوڵێکی تۆپه‌ڵه‌ی زه‌ردی بۆنخۆشه‌(هه‌م مانای تۆپه‌ڵه‌ خوری نه‌ڕستراو ده‌دا و، هه‌م مه‌به‌ست له‌ ئامرازی زاوزێی شیرینه‌).
هه‌تیوی که‌لله‌شه‌ق: لێره‌دا مه‌به‌ست ته‌شی یه‌ و، ‌هێمایه‌ بۆ ئامرازی زاوزێی پیاو.
حیله‌: فرتوفێڵ، ده‌هۆ، نێره‌نگ، هه‌ڵخه‌ڵه‌تاندن.
به ‌قه‌ستی: هه‌روا، له‌خۆوه‌، له‌خۆڕا، به‌ ئانقه‌ست.
ــ ئه‌و ته‌شی ڕستنه‌ی شیرین بۆ دامرکاندنه‌وه‌ی مه‌یل و خوازه‌ ده‌روونییه‌کانی بوون نه‌ک ته‌شی ڕستنی به ‌ڕاستی(ئه‌و ته‌شی ڕستنه‌ بوو به‌ ده‌وای مه‌یله‌ سه‌رکوتکراوه‌کانی دڵی شیرین). ئه‌وه‌، شه‌سپه‌ڕی خاوی خۆی بوو که‌ له‌ ده‌ستی هاته ‌ده‌ر و، خێرا که‌وته‌ داوی هه‌تیوی که‌لله‌شه‌قی فێڵزان. جا، له‌به‌ر هاتوچۆ و جووڵه‌جووڵ و سه‌ماکردن، ئه‌ویش به‌ زاری خونچه‌ و به‌وپه‌ڕی خۆشییه‌وه‌ گه‌ستی(وه‌خۆی کرد)، که‌وابوو ته‌شی ڕستنه‌که‌ی شیرین به ‌قه‌ستی بووه‌ نه‌ک به ‌ڕاستی.

16
ده‌مێ: چرکه‌یه‌ک، تاوێ، له‌حزه‌یه‌ک.
بیره‌خه‌و: خه‌ونووچکه‌، وێژینگ، وه‌نه‌وز، سووکه‌خه‌و.
غه‌زال: خه‌زاڵ، ئاسک.
نه‌وبه‌هار: تازه‌به‌هار، وه‌ک به‌هاری نوێ، سه‌رسه‌وز، وه‌رزی ژیانه‌وه‌.
نه‌وڕه‌سیده‌: کاڵ، تازه‌پێگه‌یشتوو، نوێبه‌ره‌.
سڵ: ڕه‌ویوه‌، قوشقی، ترساو، زراوچوو.
خاو: ژاکاو، داچه‌ماو، ناگشت.
بڵ: میوه‌ی زۆر گه‌ییو، توڵخاوه‌.
ــ له‌ سووکه‌ڵه‌ وێژینگدانێکدا، جه‌ماڵ و به‌ژن و باڵای شیرینم به‌ دڵ ڕوانی، واته‌ جوانی و جه‌ماڵی ویم به ‌ته‌واوی هاته ‌به‌ر چاو. چاوه‌ مه‌ست و کاڵه‌کانی وه‌ک چاوی ئاسکێکی ترساو و سڵکردوو ده‌هاتنه ‌به‌ر چاو. له‌گه‌ڵ ئه‌وه‌دا که‌ ڕوومه‌ت و ڕواڵه‌تی وه‌ک گوڵه‌با‌غی به‌هاری نوێ وابوو، به‌ڵام ئه‌و هه‌ناره‌ی که‌ پێشتر شلک و ساوا بوو، ئێستێ ژاکاو و سیس و توڵاوه‌یه(هه‌موو ئاده‌میزادێک له‌ دۆخێکی ئاوادا، ئه‌و حاڵه‌‌ته‌ی به ‌سه‌ر دێ که‌ ڕوومه‌تی سوورهه‌ڵگه‌ڕی و به‌رگه‌ده‌ی سست و خاو بێته‌وه). ‌له‌ ئاکامدا گوڵه‌که‌م ده‌ نێو گڵ و قوڕ و لیته‌دا بینی.

17
نه‌مام: 1) ڕیشه‌ی داری یه‌کساڵه‌، چڵه‌داری ساوا. 2) قه‌ڵه‌مه‌.
به‌هار: 1) جۆره‌ گوڵێکی گه‌ڵا زه‌رد و كه‌م ته‌مه‌نه‌. 2) چه‌قه‌ره‌ و شکۆفه‌ی گوڵی دارودره‌خت. 3) ‌یه‌که‌م وه‌رزی ساڵ.
سونبول: گوڵێکی وه‌نه‌وشه‌یی هێشوویییه، به‌ ڕه‌نگ و شێوه‌ی جۆراوجۆر ده‌ڕوێ‌ و بۆ داووده‌رمان که‌ڵکی لێوه‌رده‌گیرێ.
گڵاو: قوڕاو، جێ ده‌می سه‌گ، په‌له‌شت، پیس و پۆخڵ.
چاووڕاو: نێوبه‌ده‌ره‌، نێوبانگ، خۆنواندن، فیزوناز، ئه‌داوئه‌توار.
ــ (له‌و حاڵه‌ته‌دا که‌ وه‌فایی بۆ تاوێک جه‌ماڵی شیرینی هێناوه‌ته‌ به‌ر چاو)، گوتی: ئه‌ی نه‌مامی شۆخ و شه‌نگ، هۆی چییه‌ که‌ خه‌ت و خاڵت وه‌ک خۆی نه‌ماوه‌ و وه‌ک گوڵی به‌هار و سونبول بۆژوێ و ژاکاو و په‌ڕپه‌ر بووی. شیرین له‌ وه‌ڵامدا گوتی: کوڕه‌ گوڵاوی چی، شکۆفه‌گوڵه‌که‌م گڵاو و پیس بووه‌ ــ وه‌ک که‌سێکی ته‌ریکبۆوه‌ و په‌شیمان له‌و بارودۆخه‌ ــ وه‌ ئه‌و ئه‌ستێره‌یه‌ی که‌ له‌ ئاسماندا سه‌مای ده‌کرد، ئیدی چاووڕاوی نه‌ماوه‌ و ده‌ورانی به‌ سه‌ر چووه‌.


18
دڵ بڵاو: دڵ شێواو، دڵ له‌خۆچوو، سه‌رگه‌ردان.
نازی: نازی وی، نازی ئه‌و.
فتوا: ڕاده‌ربڕین، بڕیاری عالمی دینی له‌ به‌رانبه‌ر کار و کرده‌وه‌یه‌کی ناشه‌رعی.
غه‌زاله‌چاو: چاوئاسک، چاوی وه‌ک خه‌زاڵ.
ــ لۆمه‌ی وه‌فایی ‌مه‌که‌ن که‌ په‌رێشان و شێواوه‌. به‌ گیان و دڵ که‌وتۆته‌ نێو داوی عیشقی شیرینه‌وه‌. سه‌رم به‌ نازی وی مه‌ست و سه‌رخۆشه‌ و، دڵیشم له‌ سوێی وی نه‌ماوه‌. به‌م هه‌موو ناز و جوانییه‌ی که‌ شیرین هه‌یه‌تی ــ به‌تایبه‌ت به‌ هۆی ئه‌و چاوانه‌ی که‌ ده‌ڵێی چاوی ئاسکن، دڵم هه‌قی بووه‌ که‌ سه‌رمی به‌ فه‌ته‌ڕات داوه‌.
ته‌واو




سه‌رچاوه‌ی ڕاستکردنه‌وه‌ی شێعره‌کان:
1) دیوانی وه‌فایی ــ میرزا عبدالرحیمی سابڵاخی، لێکۆڵینه‌وه‌ی محه‌مه‌د عه‌لی قه‌ره‌داغی، چاپخانه‌ی کۆڕی زانیاری کورد، به‌غدا1978.
2) دیوانی وه‌فایی ــ میرزا عه‌بدول ره‌حیمی سابڵاخی، له‌ چاپه‌مه‌نیه‌کانی سه‌یدیان له‌ مه‌هاباد.

سه‌رچاوه‌ی مانالێکدانه‌وه‌ی وشه‌کان:
1) فه‌رهنگ فارسی، دکتر محمد معین(فه‌رهه‌نگی6 جڵدی موعین)، موسسه ‌انتشارات امیرکبیر، تهران، 1371
2) هه‌نبانه‌بۆرینه‌، فرهنگ کردی ــ فارسی، هه‌ژار، یه‌ک جڵدی، سروش، تهران 1369.
3) فه‌رهه‌نگی خاڵ، جزمی یه‌که‌م و دووه‌م و سێهه‌م، نوسراوی شێخ محمدی خاڵ.

سه‌رنج: ئه‌و نووسراوه‌یه‌ یه‌که‌م جار له‌ گۆڤاری مه‌هاباد( ژماره‌ 125 ساڵی 1390ــ 2011 ) و هه‌روه‌ها له‌ فه‌یسبووکی ‌هێدی و هێرش چاپ کراوه‌.

کتێبی مێژوو

کتێبی مێژوو

سەرجەم کتێبەکانی ئەم بەشە (114) کتێبە ئێستا




ژ-ناوی کتێب-نووسەر-ساڵی چاپ-وەرگێر-تێبینی


1-بابەک-جەلال بەرگشاد-2007-ئەبوبەکر ساڵح ئیسماعیل

2-بارزانییەکان-ئەبولحەسەن تەفرەشیان-2004-بەختیار شەمەیی

3-بەجیهانیبوون ، کولتوور ، شوناس-ئەحمەد گوڵمحە مەدی-2007-عەوڵا بەهرامی

4-بەدر خانیەکان- ماڵباتێکى خەباتکار-یوسف احمد مەنتک-2005

5-بەریەککەوتنی کولتورەکان-بێرنارد لوییس-2008-گۆران جەمال رواندزی

6- بزووتنەوەى نەتەوەیی کورد لەسوریا-سەلاح بەدرە الد ین-2003

7- بنچینەکانی کورد و چەند وتارێکی کوردناسی-ڤلادیمییر مینۆرسکی-2007-نەجاتی عەبدوڵڵا

8-بۆنەوەکانتى بگێڕنەوە-ستیڤن برۆکفیلد-2002-ابراهیم خ.احمد

9-بیرەوەریەکانی عەبدوعەزیز یامولکی- سدیق ساڵح-1999

10-تیزى تورک بۆمێژوو تیۆرى زمانى خۆرو کێشەى کورد-اسماعیل بێشکچى-2000 ئاسۆس هەردى

11-پاکتاوی رەگەزی لەنێوان ساڵەکانی 2000 و 2001 دا و هەوڵە هەنووکەییەکان بۆ بەرنگار بوونەوەی-دلێر سەلیم-2002

12-پەنجا ساڵ خەبات-بەرگی یەکەم و دووەم -جەلیل گادانی-2008

13-پەنجا ساڵ خەبات بەرگی -جەلیل گادانی-2008

14-پوختەی مێژوونامە-حەمید گەردی-2004

15-خەنجەرە زێڕینەکەی عومەر قادر-جۆن هنری میولر-2002-ناسێح ئیبراهیم عەبدوررحمان دزەیی

16-خوێندنەوەیەکی مێژوویی ڕوداوە نێو خۆییەکانی حیزبی دیموکرتی کوردستان -یاسین سەردەشتی-2002

17-دانوستانەکانی بزوتنەوەی رزگاریخوازی نەتەوەیی ى کوردو حکومەتەکانی عراق 1921 ــ 1968-د. واحد عومەر محیدین-2006

18-دەرسیم لە مێژووی کوردستان-2001 -د. ئەحمەد فەتاح دزەیی

19-دوو سەدە بێدەنگی عەبدولحوسەین زەرین کوب- 2007-رێباز مستەفا ــ موسا محەمەد خدر

20- ژەنەراڵ شەریف پاشا -د. فەرهاد پیرباڵ

21-ژیان و تێکۆشانی شیاسی ئەحمەد تۆفیق . عبدوڵڵای ئیسحاقی 1931 ــ 1973-د. یاسین سەردەشتی-2007

22-راپەرینی کوردان ساڵی 1925-م. ڕ. حەسرەتیان-2006-جەلال دەباغ

23-ڕاپەرینی هەمزاغای مەنگوڕ لە بەڵگەنامەی قاجاریدا 1854 ــ 1881-محەمەد حمەباقی -2002

24-رەهەندەکانی ریفۆرمی ئایینی لە ئەوروپا ئابووری، کۆمەڵایەتی، سیاسی -سامان حوسێن ئەحمەد-2007

25-رەواندز لێکۆڵینەوەیەکی مێژویی ـ سیاسی 1918 ـ 1939-ئەحمەد حەمەد ئەمین ئۆمەر 2006

26-روداوەکانی رۆژهەڵاتی کوردستان لە چەند بەڵگەنامەیەکی شورەویدا 1945- د. ئەفراسیاو هەورامی

27-رۆژهەڵات ناسی-ئەفراسیاب گرامی

28-سەد ژنی کاریگەر لە مێژوودا-شێبلی ئێلێری-2007-یوسف فەقیهى

29-سەرهەڵدان و داڕمانی زلهێەکان بەرگی یەکەم -پاول کێنەدی-2006-د. کوردۆ عەلی

30-سنووری خوارووی کوردستانی باشوور لە سەدەی نۆزدەهەمدا-د. سەعدی عوسمان هەروتی- 2007

31-شارستانیەتى کۆنى کورد-2001-کوردستان نێت

32-شا ئیسماعیلی یەکەم و جەنگی چاڵدێران-هاشم حیجازی فەر-2002-کەمال رەشید شەریف

33-شەڕە لەبیرکراوەکان ـ ڕاپۆرتیچک لە کوردستانەوە-سەلاحەدین ڕاستگەلدی-2004 کاوە ئەمین

34-شەرَی ناوخۆی ئیسپانیا-ئەردەڵان عەبدوڵڵا -2006

35-شۆڕشى شێخ سەعیدى پیران و سۆڤێت-د. ئەفراسیاو هەورامى- 2002

36-چەند لاپەڕەیەک لە مێژووی گەلی کورد بەرگی 2-دز کمال مەزهەر ئەحمەد -2001

37-چەند لاپەڕەیەک لە مێژووی گەلی کورد لە رۆژهەڵاتى کوردستان بەرگی 1- د . یاسین سەردەشتی-2007

38-گەڕان بەدواى نەمریدا لەنێوان ئەفسانەى کوردى و فارسی دا -مەولود ابراهیم حسن -2002

39-گەشتنامەى ڕیچ بۆکورستان-کلودیوس جێمس ڕیچ-2002-محمد حمە باقى

40- گەشتێک بەکۆمارى مهاباد دا -عەقید بەکر عبدالکریم حەوێزى-2001

41-گەشتێک بەکۆمارى مهاباد دا 1-عەقید بەکر عبدالکریم حەوێزى-1993

42-گرنکی کوردو کوردستان لەقۆناغە مێژووییەکانی ئێران-مەنسور مەخدوم رەفعەت مورادی

43-گوڵزارى هەورامان -بەرگى دووەم -محمد ئەمین هەورامانى-2004

44-گوڵزارى هەورامان - بەرگى یەکەم -محمد ئەمین هەورامانى -2004

45-عەبدولڕەحمان قاسملوو-هۆشمەند عەلی مەحمود شێخانی-2007

46-عراق و دەوروبەری کورد لەو ناوەندەدا -سامی شۆرش-2002

47-قادر شۆڕش- چل ساڵ خەبات و تێکۆشان-شاخەوان شۆڕش -2002

48-قەلای پەری -بەهرام ئەفراسیابی- 2007-سامان عبدالله

49-کەرکوک لەسەردەمی دەوڵەتی عوسمانیدا-گۆران ئیبراهیم ساڵەح -2007

50-کرۆنۆلۆگی کوردستان-نادر فەتحی بۆکانی

51-کلتوری کورد لە دانراوی ئیتالییەکاندا-میریلا گالیتی -2008-ئیدریس عەبدولڵا مستەفا

52-کورتە مێژووی پەرەسەندنی دەسەڵاتدارێتیی ئاینیی لە ئێران-سیروان کاوسی -2007

53-کورد عەرەب بەریتانییەکان کاپتن لاین-2007-د. یاسین سەردەشتی

54-کورد لە پارێزگای مووسڵ -خەسرۆ گۆران-2002

55-کورد لە یاداشتەکان- نارچی رۆزفێڵت دا-ارچی رۆزفێڵت - 2003- کارزان محەمەد

56-کورد لە ئەرشیفی رووسیا و سۆڤییەتدا -د. ئەفسراسیاو هەروامی - 2006

57-کورد و دەوڵەتی سەربەخۆ بەپێی بەڵگەنامە نێودەوڵەتییەکان -پارێزەر محەمەد ساڵح عىقراوی-2007

58-کورد و سەلجوقییەکان-نیشتمان بەشیر محەمەد-2006-ئیدریس عەبدولڵا مستەفا

59-کوردەکانی ئەستەمبووڵی کۆن 1453 ــ 1925-رۆهات ئەلاکۆم-2005-ئەحمەد تاقانە

60-کوردستان نیشتیمانى یەکەمینى سۆمەریەکانە-هاوڕێ باخەوان- 2003

61-کوردناسیی -ق.ک.کوردۆیێڤ- 2006-ڕەوف حەسەن

62-کوردو کەرکوک بەرگی یەکەم - لەتیف فاتح فەرەج

63-کوردو کوردستان کۆمەلێک ئەفسەرو پسپۆرى ئینگلیزى -2002- حسین عسمان و حسین احمد جاف

64-کوردو کوردستان لە کۆمەڵە وتارێکی مێژووییدا-د. ئەحمد عوسمان ئەبوبەکر-2005 ئازاد عوبید ساڵح

65-کۆماری کوردستان -مهاباد نەوزاد مەجید ـ خدر سەرمۆردی-2004

66-کۆماری میللی دیموکراتی کوردستان- د. یاسین سەردەشتی

67-کۆمەلگای کوردەواری لى دیدی رۆژهەڵات ناسیدا-بەدرخان سندی-2008-د. ئیسماعیل ئیبراهیم سەعید

68-لە تەراوگەوە -نەشوان مستەفا-1999

69-لەتاریکى یەوە بەرەرو ڕووناکى-نامەکانى شۆڕشى ساڵى-1880

70-مرۆڤى بەرى دیرۆکێ -سام و ئیپریل ئیپشتاین -2000-تەحسین ابراهیم دۆسکى

71-مرۆڤێ بەری دیرۆکێ -سام ئیپریل ئیپشتاین -تەحسین ئیبراهیم دۆسکی

72-مهاباد -ئەکرەم قەرەداغی

73-مێژوو چییە -ئى ئێچ کاڕ-2005 -ئاسۆس محمد ملا قادر

74- مێژووى 641 ساڵەى فەرمانڕەوایى ئەردەڵانیەکان -عەلى نەقى ئەلحوسینى-2002 ئاسۆس هەردى

75- مێژووى پەخشانى کوردى-علا ْ الدین سجادى- 2000

76-مێژووى ڕیشەى نژادى کورد-إحسان نورى پاشا -2003 -وریا قانیع

77-مێژووى سینەما -گیتا گرگانى-2002-ستار کریم

78-مێژووى شارستانیەت-ئیزاک ئاسیمۆڤ و فڕانک وایت-2003-حامید گەوهەرى

79-مێژووى کڵێساى کوردى لەسەردەمى ساسانیەکاندا-ئارام داود-2002

80-مێژووى ئەدەبى کوردى -بەرگى یەکەم -د.مارف خەزنەدار- 2001

81-مێژووى ئەدەبى کوردى-بەرگى سێهەم -د.مارف خەزنەدار- 2004

82-مێژووى ئەردەلان -مەستورەى کوردستانى -2002

83-مێژووی دێرینی کوردستان بەرگی 1- فازل قەرەداغی -2004

84- مێژووی دێرینی کوردستان بەرگی 2- فازل قەرەداغی -2005

٨٥-مێژووی دێرینی کوردستان بەرگی ٣- فازل قەرەداغی -2004

٨٦-مێژووی ڕیشەی نژادی کورد-ئیحسان نووری پاشا-2003 -وریا قانح

-مێژووی گۆڕانکاریی کۆمەڵایەتی و سیاسیی ئەمریکا -فریشتە نورائی-2007-هەورامان فەریق کەریم

-مێژووی کتێب لە کۆنترین سەردەمەکانەوە تا سەردەمی ئێستا -سوند دال- 2008- د. ئەدهەم عەبدولڕەحمان

-مێژووی کوردستان کتێبی سێیەم-فازل قەرەداغی - 2007

٩٠-مێژووی هزری سیاسی لە رۆژئاوا بەرگی 1-د. کمال پوولادی-2005-ئازاد وەڵەدبەگی / سیرولن جەبار زەندی

-مێژووی هزری سیاسی لە رۆژئاوا بەرگی 2 - د. کمال پوولادی-2005-ئازادوەڵەدبەگی / سیرولن جەبار زەندی

-مێژووی هزری سیاسی لە رۆژئاوا بەرگی 3 - د. کمال پوولادی-2005-ئازاد وەڵەدبەگی / سیرولن جەبار زەندی

-مێژووی ئەدەبی کورد بەرگی 1-د. مارف خەزنەدار-2001

-مێژووی ئەدەبی کورد بەرگی 3- د. مارف خەزنەدار- 2003

-مێژووی ئەدەبی کورد بەرگی 4 -د. مارف خەزنەدار- 2004

-میرنشینی ئەردەلان، بابان، سۆران -محەمەد حەمە باقی - 2002

-مینۆرسکی و کورد-ڤلادیمییر مینۆرسکی - 2006-ئەنوەری سوڵتانی

-ناپەسەندەکان -ڤیلۆ سیگوەردسن -1999-ئازاد مولود

-ناودارانى کورد-میر بەسڕى-2002-عبدالخالق علا ْ الدین

100-هاورێنامە بۆ مێژووی کوردستان و کورد -هاورێ باخەوان-2005

101-هاونەتەوەیی قەومی کوردو ماد بەرگی دووەم -حەبیبوڵلای تابانی - 2006-جەلیل گادانی

102-هاونەتەوەیی کوردو ماد بەرگی یەکەم -حەبیبوڵلای تابانی -جەلیل گادانی

103-هەورامان بەرگی دووەم

104-هەورامان بەرگی یەکەم

105-هۆلۆکۆست -ستیفا بروشفیلد پول ئا. لیڤین -2007-شێرزاد هەینی

106-هێگنی و هەوارگە

107-یادداشت- ڕەفیق حیلمى -2003

108-ئاغاو شێخ و دەوڵەت بەرگی دووەم -مارتین فان برونەس -2003-کوردۆ

109-ئاغاو شێخ و دەوڵەت بەرگی یەکەم-مارتین فان برونەس -1999-کوردۆ

١١٠-ئاهوورامان بەرگی یەکەم -جولیل عەباس ج ز قەقنەس -2008

111-ئاوێنە شکاو-خالد ئاغا حیسامی-2004

112-ئەدەبیاتی کاژیک -رسول- 1962

113-ئێزدی یەکان لە مێژووی نەتەوەکەیاندا- سەربەست حسێن-2002

114-ئیسماعیل حەقی شاوەیس -ئومێد ئاشنا-2003